<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>چکاد</title>
<link>http://beadad.blogfa.com/</link>
<description>چکاد به معنای قله کوه</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 23 Oct 2009 11:05:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>زنهار از این بیابان ...</title>
<link>http://beadad.blogfa.com/post-119.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#cc9900 size=3&gt;قبل از اینکه مطلب خودم را آغاز کنم باید عرض کنم متاسفانه قسمت نظردهی وبلاگ چکاد حال یا عمدا یا سهوا غیر فعال شده عزیزان نقطه نظرات خودشان رو در وبلاگ شعر من با عنوان &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://sigarekhamoosh.blogfa.com/&quot;&gt;&lt;FONT color=#cc9900 size=3&gt;http://sigarekhamoosh.blogfa.com/&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#cc9900 size=1&gt;&lt;FONT size=3&gt; قرار بدهند از همه عزیزان ممنونم&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;پنج ماه است که قلب ها از ضربان ایستاده . سازها کوک نمی شوند . اساتید هنوز در شک انتخابات به سر می برند . دیگر نه صدای آوازی خوش می آید و نه صدای زخمه های تار. یاد آن روزها به خیر . یاد روزهای اجرای شجریان که ما سردست می شکستیم تا بتوانم یک ساعت و نیم اسطوره آواز ایران را ببنیم و با صدای او زندگی کنیم . پنج ماه است که ساز علیزاده کوک نیست صدای ساز کیهان کلهر خاموش است . &lt;BR&gt;گروه شمس بعداز دو کنسرت زیبای عرفانی در کاخ سعد آباد ، حال اشعار مولانا را در گوش آمریکایی ها و کشورهای اروپایی زمزمه می کنند . &lt;BR&gt;به قول مرحوم اخوان &quot;من اینجا بس دلم تنگ است .. و هر سازی که می بینم بد آهنگ است&quot; &lt;BR&gt;اساتید بزرگ ما ره توشه را برداشته اند و قدم درراهی بی برگشت نهادند تا در آن سوی آب های خلیج پرافتخار فارس نوای ساز آنها به گوش جهانیان برسد و عاشقان در وطن از دیدار آنها محروم باشند. &lt;BR&gt;علیزاده که ساز را کوک می کرد و پرده های نوا را می گرفت گویی روح از بدن جدا شده بود گویی هر زخمه ای بر تارش سیلی بود بر صورت ما تا از خوابی عمیق بیدار شویم . و امروز که این بزرگان هر کدام به گوشه ای کز کرده اند ما در میان موج های عظیم دریای بی پایانی اسیر هستیم و نمی دانیم این موج ها ما را به کدامین ساحل امن خواهد رساند که آیا این ساحل امن است؟ &lt;BR&gt;آری ! دیگر تگرگی نیست مرگی نیست و همان صدای سرما و دندان است .&lt;BR&gt;تنها صدایی که به گوش می رسد اهانت و تهمت به بزرگان فرهنگ و هنر این مملکت است که هر کس به خودش اجازه بدهد که انواع تهمت ها را به استاد آواز ایران بزند . &lt;BR&gt;به کسی که همواره صدای نازنینش را صرف شناساندن موسیقی ما به دنیا صرف کرده . استادی بزرگ که اگر او را از موسیقی ملی حذف کنیم مطمئنا یک  پای این هنر بزرگ و شناخته شده ایران خواهد لنگید . استاد شجریان شاید یکی از پایه های اصلی هنر موسیقی ایران به حساب می آید . هر چه این پایه محکم تر باشد ، هنر و فرهنگ ما با وقار تر از قبل خواهد بود . &lt;BR&gt;سرمایه ملی ما فقط نفت و انرژی اتمی نیست کاش می فهمیدیم که باید به سرمایه های دیگری جز این مادیات فنا پذیر هم توجه داشت و با چند جمله این بزرگان را از خود نرانیم . &lt;BR&gt;چه برسرما آمده ؟ که نباید در رسانه به اصطلاح ملی صدای استاد را نشنویم ؟ هیچ وقت به این فکر کرده ایم که چرا استاد آواز ایران باید چنین درخواستی از رئیس رسانه ملی داشته باشد ؟ یا فقط در این اندیشه بوده ایم که خوب چون ایشان این حرف را زده پس او وطن فروش است باید با او برخورد شود . &lt;BR&gt;چگونه باید به استاد شجریان لقب وطن فروش را داد؟ زمانی که تمام موسیقی های بزرگ ملی ایران از حنجره ایشان خارج شده و به گوش مردم ما رسیده است . ایشان در هر مقطعی از وضعیت ایران  وجود خودشان را اعلام کرده اند مگر کم در ایران مصیبت داشته ایم بزرگترین آن زلزله هولناک &quot; بم&quot;  بود . شما چگونه این همه مردم عاشق را در 4 روز می توانستید برای کمک به مردم مصیبت زده بم وارد میدان کنید. ولی استاد شجریان این کار را کرد . &lt;BR&gt;گوش ها یخ زده اند . گویی زمستانی زودرس در راه است . زمستانی که سلامت را نخواهند پاسخ گفت .  به هر طرف که نگاه می کنی جز نگاهی سرد و یخ زده نمی بینی .  با همه این احوال 4 ماه دیگر جشنواره موسیقی را که هر ساله کم رنگ تر از سال های قبل برگزار شده است در پیش رویمان داریم . این جشنواره مانند کویری شده که هر ساله خشک تر و بیابانی تر از سال قبل برگزار می شود . در سال 87 به غیر از چند گروه خوب موسیقی که تعدادشان از انگشت های دست راستمان فراتر نمی رود چیزی برای ارائه نداشت . یاد بیاوریم روزهای خوب جشنواره فجر در سال های نه چندان دور که گروه های باوقار موسیقی ملی ما در آن هنرنمایی کردند . &lt;BR&gt;هم اکنون جشنواره موسیقی فجر جز یک اسم تشریفاتی چیز دیگری برای ارائه ندارد . هرچند که سال گذشته هم این جشنواره همینطور برگزار شد . حال امسال که هنوز فراخوانی از جشنواره برای گروه های موسیقی نیامده تا این گروه ها بدانند که چه باید بکنند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc9900&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;پیشنهادی که می توانیم برای پیشکسوتان و اساتید موسیقی بدهیم این است که جشنواره ای را در هفته اول مهر ماه  مانند جشنواره &quot;باربد &quot; که در قدیم برگزار می شد به نام &quot;پرویز مشکاتیان &quot; برگزار کنند تا اولا نام این استاد بزرگ هر ساله مطرح باشد زیرا که می دانیم مردم ما بسیار فراموش کار هستند هر چند که نام این بزرگمرد موسیقی هیچ گاه از هنر ایران پاک نخواهد شد . اما وظیفه بزرگان است که نام بزرگان را استوار و پایدار نگهدارند . و دوم اینکه با این کار باعث می شویم جوانان موسیقی و کسانی که می خواهند تازه کسب نام کنند عرصه ای داشته باشند تا بتوانند خودشان را مطرح کنند. این جشنواره می تواند از چند بخش تکنوازی و گروه نوازی تشکیل شود و هیئتی ا از سوی &quot;خانه موسیقی &quot; برگزیده شود تا روی اجراها و گروه نوازی ها داوری کنند. &lt;BR&gt;البته این کار فقط مختص به کشورما نیست در همه کشورها ما می بینیم که جشنواره ای را به نام یکی از هنرمندان بزرگ آن کشور نام گذاری کرده و در آن هفته خاص کارها به دید عموم گذاشته شده و داوری می شود . &lt;BR&gt;امیدواریم که برای برگزاری چنین مراسمی &quot;خانه موسیقی&quot; به خصوص جناب &quot;حمید رضا نوربخش&quot; که مطمئنا استاد مشکاتیان حقی بزرگ برگردن ایشان دارند ، کوشش بسیار انجام داده و بتوانند موفق باشند . &lt;BR&gt;زیرا که برای زنده نگه داشتن یک انسان بزرگ نباید سنگ قبر یا مقبره زیبا برای او ساخت . باید نام او را زمزمه کرد تا از یادها نرود .&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;  &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc9900&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 23 Oct 2009 11:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=beadad&amp;postid=119</comments>
<dc:creator>beadad</dc:creator>
<guid>http://beadad.blogfa.com/post-119.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گذری بر موسیقی مشکاتیانی</title>
<link>http://beadad.blogfa.com/post-118.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc9900&gt;یار ما چون گیرد آغاز سماع ..........قدسیان بر عرش دست افشان کنند&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در دهه 50 پدیده ای را در موسیقی ایرانی دیدیم که از حیث رنگ و شکل با موسیقی آن زمان تفاوت های بسیار داشت . در موسیقی قبل از دهه 50 بیشتر از دو ریتم شش هشت و ریتم های ساده استفاده شده و کمتر به سراغ ریتم های لنگ رفته اند .  پدیده گروه عارف و شیدا این ساختار موسیقی ایرانی را تحول بخشید و باب ریتم های لنگ را در موسیقی ایرانی باز کرد . به فرموده استاد مشکاتیان هر ریتم یا ساز بندی که بتواند پیام شعر یا قطعه را به مخاطب برساند باید استفاده شود حتی اگر ساختار شکنی وسیعی در موسیقی ایرانی ایجاد شود . &lt;BR&gt;در این دهه مخاطب موسیقی ایرانی خود را مقابل موسیقی نو و متحول شده می دید . موسیقی عرفانی ایران در این دهه جایی نداشت و کمتر کسی این موسیقی را می شناخت . استفاده از اشعار خداوندگار مولانا و حضرت حافظ باعث شد تا موسیقی ایرانی رنگ و بوی یک موسیقی عرفانی تمام عیار را داشته باشد . &lt;BR&gt;حتی در دوره ای یک سری از دستگاه های موسیقی ایرانی مثل دستگاه &quot; نوا&quot; در حال انقراض بود . دستگاه نوا و راست پنجگاه  از جمله دستگاه هایی  بود که اساتید در آن زمان کمتر به سراغ آن می رفتند . تنها کارهایی که دردستگاه نوا می توانیم از اساتید آن زمان ببینیم یکی از چهارمضراب های معروف استاد صبا در دستگاه نواست که این چهار مضراب را گروه عارف که آن زمان به سرپرستی استاد حسین علیزاده بود و به خوانندگی خانم پریسا اجرا کرده است . &lt;BR&gt;حال باید کسی می بود تا این دستگاه ها دوباره احیا شود . در همین دوران بود که کنسرت گروه عارف در جشن هنر شیراز اجرا شد که در آن دوران خوانندگی گروه را خانم پریسا به عهده داشت و سرپرستی گروه به عهده استاد حسین علیزاده بود . این گروه دستگاه نوا را برای اجرا انتخاب کرده بودند . و از گوشه های نوا به عنوان کارهای ضربی استفاده کردند که بسیار زیبا برای گروه تنظیم شده بود  و همان طور که در بالا گفته شد استفاده از چهار مضراب استاد صبا .  گویی از همین کنسرت بود که موسیقی عرفانی ما مانند بچه ای تازه به دنیا آمد و استفاده از شعر حضرت حافظ &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 261px; HEIGHT: 332px&quot; height=348 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/Chavosh/Chaavosh4-Cover1.jpg&quot; width=261 align=baseline border=0&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 229px; HEIGHT: 333px&quot; height=448 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/Chavosh/Chaavosh3-Cover1.jpg&quot; width=229 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc9900&gt;الا ای پیر فرزانه مکن منعم ز میخانه ......... که من در ترک پیمانه دلی پیمان شکن دارم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در آن طرف هم گروه شیدا به سرپرستی استاد محمد رضا لطفی و به خونندگی استاد محمدرضا شجریان هم زمان کارهایی که نزدیک به موسیقی عرفانی ایران بود اجرا می کردند که برجسته ترین آن کنسرت &quot;چهره به چهره &quot; بود که بر روی شعر با مضمون:&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc9900&gt;&lt;STRONG&gt;گر به تو افتدم نظر چهره به چهره روبرو .......شرح دهم غم تو را نکته به نکته موبه مو&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ویژگی این تصنیف در این بود که استاد لطفی برای این کار از ساز دف استفاده کرد که شاید بتوانیم بگوییم برای اولین بار در این کار بود که ساز دف به جمع ساز های ایرانی اضافه شد . البته نه اینکه این ساز نبود فقط در گروه نوازی ایرانی از این ساز استفاده نمی شد . &lt;BR&gt;در اواخر دهه 50 و اوایل دهه 60 زمانی بود که گروه عارف و شیدا باهم تلفیق شده و نام &quot;چاووش &quot; را در موسیقی ایرانی بوجود آوردند و کارهای با ارزش و زیبایی را با این نام به گوش مخاطبان خود رساندند. &lt;BR&gt;در دوره چاووش موسیقی گروه عارف و شیدا به سمت موسیقی اعتراضی رفته و این دو گروه کارها را بیشتر به سمت سرود های انقلابی برده بودند که از جمله این کارهای می توانیم به :&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#cc9900&gt;سپیده اثر استاد محمدرضا لطفی و آواز استاد شجراین &lt;BR&gt;رزم مشترک اثر استاد پرویز مشکاتیان و آواز شجریان &lt;BR&gt;موسم گل اثر محمدرضا لطفی و آواز هنگامه اخوان &lt;BR&gt;ایرانی اثر پرویز مشکاتیان و آواز شهرام ناظری &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اشاره کنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 408px; HEIGHT: 241px&quot; height=209 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://shajarianfans.com/media/upload/2009/2/933118.jpg&quot; width=408 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;بعد از پیروزی انقلاب در سال 1357 در 5 سال اول و سکوت موسیقی در ایران این دو گروه از هم جدا شده و به دو گروه عارف و شیدا تبدیل شد . گروه شیدا به سرپرستی محمدرضا لطفی بود و سرپرستی گروه عارف را پرویز مشکاتیان به عهده داشت. و حسین علیزاده هم از این دوگروه جدا شده و گروهی جدید به نام &quot;هم آوایان &quot; را تشکیل داد.&lt;BR&gt;از سال 65 به بعد بود که گروه عارف با ساخته های پرویز مشکاتیان رنگ و بویی عرفانی تر به خود گرفت و کارهای گروه عارف خودرا از موسیقی مجلسی و کلاسیک جدا کرد . استفاده از ساز نی و دف در کارهای گروه عارف بسیار پررنگتر از قبل شد . پرویز مشکاتیان با استفاده از صدای محمدرضا شجریان کارهای با ارزشی در آن زمان پدید آورد که پررنگ تر کار ایشان &quot; آلبوم دستان &quot; بود که در چهار گاه ساخته شد . &lt;BR&gt;آلبوم دستان را می توان نقطه عطف دستگاه چهارگاه نامید . ماندگاری این اثر در قطعه چکاد و تصنیف صبح ساقیا بود . &lt;BR&gt;مشکاتیان در قطعه چکاد به چند نکته ویژه در دستگاه چهارگاه رسیده بود یکی زوخانه ای بودن این دستگاه بود که مشکاتیان برای نشان دادن این نکته از تبل زورخانه ای استفاده کرد . و دوم حزن پنهانی که در گوشه مویه و زابل دستگاه چهارگاه وجود دارد که استاد مشکاتیان ، استادانه آن را ادا کرده است .&lt;BR&gt;در همین سالها مشکاتیان چند اثر را با محمدرضا شجریان وارد بازار موسیقی آن زمان کرد که برجسته ترین آن &quot; آستان جانان&quot; ، &quot;نوامرکب خوانی &quot; و ...  &lt;BR&gt;سالهای 70 به بعد موسیقی عرفانی یا همان موسیقی مشکاتیانی در ایران اوج گرفته بود و کارهای مشکاتیان از آن سالها تا دوران کنونی سنگ محک نوزاندگان سازهای ایرانی ست  . &lt;BR&gt;مشکاتیان هیچ گاه شعر را از موسیقی جدا نداسته و همواره با استفاده از آهنگ درونی که درشعر وجود داشته تصنیف را در خور آن شعر خلق کرده . به طوری که وقتی به آن تصنیف گوش می دهید احساس می کنید هیچ موسیقی جز کاری که مشکاتیان روی این شعر کرده در خور آن نیست . &lt;BR&gt;مشکاتیان شعر را خیلی خوب می شناخت و این نقطه قوت او به حساب می آمد  . شعر را به صورت تصویری می دید . و سعی می کرد حس درونی شاعر را در شعر دریابد و بتواند آن شعر را تصنیف کند. &lt;BR&gt;وقتی حافظ می گوید :&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc9900&gt;درهمه دیر مغان نیست چو من شیدایی ......خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی  &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc9900&gt;&lt;IMG height=232 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://iranianclassicmusic.persiangig.com/image/shajarian-meshkatian.jpg&quot; width=391 align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;مشکاتیان سعی کرده در این تصنیف حس درونی حافظ را دریابد و آن را به تصویر بکشد که این کار از هر آهنگ سازی ساخته نیست مگر اینکه شعر را خوب درک کند و با شاعر ارتباطی نزدیک برقرار کند .&lt;BR&gt;در جایی که شجریان این بیت را در اوج می خواند گویی شیدا شدن حضرت حافظ را فریاد می زند .  این نوع تصنیف سازی مانند این است که آهنگساز شعر را برای شنونده معنا می کند و حس درونی شاعر را فریاد می زند . &lt;BR&gt;تمام تصانیف و موسیقی های بی کلام مشکاتیان به همین صورت خلق شده . به طور مثال وقتی قطعه خزان مشکاتیان را می شنویم افتادن برگ و رقصیدن آن را روی آسمان تا وقتی به روی زمین می افتد را در می یابیم . قعطه خزان در وزن هشت و شانزدهم نوشته شده و استاد این قطعه را در مایه شور خلق کرد . در قطعه &quot;داد و بیداد&quot; ساز بندی را طوری انجام داده که شنونده احساس می کند که گروه در حال فریاد است . قطعه داد و بیداد استاد یکی از قطعاتی است که برای شنونده تصویری از فریاد یک نوازنده را به تصویر می کشد . و همین طور قطعاتی دیگر که هر کدام از آنها مطمئنا فکر و اندیشه پرویز مشکاتیان در آنها نهفته است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یکی دیگر از ویژگیهای استاد مشکاتیان خواننده سازی ایشان هست . خیلی از خوانندگانی که هم اکنون در موسیقی ایرانی مطرح هستند ابتدا از صافی استاد مشکاتیان گذشته اند تا به این مرحله رسیده اند. تبحر بالای مشکاتیان در کشف صداهای خوب مثل ایرج بسطامی که بسیاری از کارهای زیبای مشکاتیان با صدای اوست . و یا علیرضا افتخاری که شما دیگر صدای زیبای افتخاری بعد از آلبوم مقام صبر از او نشنیده اید. مشکاتیان با نکته بینی و دقت نظری که در انتخاب آواز داشت و ساختن صدای خواننده باعث می شد که کارهایی که خلق کرده بسیار زیبا تر و با وقار تر به گوش برسد . &lt;BR&gt;شاید دیگر این قطعات و این ملودی ها تکرار نشود ولی کارهایی که از پرویزمشکاتیان به جا مانده برای یک عمر موسیقی ایرانی ما کافیست &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#339900 size=4&gt;قطعه زیبای چکاد (چهارگاه) اثر استاد پرویز مشکاتیان را از &lt;FONT size=5&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.4shared.com/file/136225410/30051d4e/_2__01.html&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.4shared.com/file/136225410/30051d4e/_2__01.html&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#cc0000 size=5&gt;اینجا&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#339900 size=4&gt;  دانلود کنید&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;روحش شاد . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 29 Sep 2009 12:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=beadad&amp;postid=118</comments>
<dc:creator>beadad</dc:creator>
<guid>http://beadad.blogfa.com/post-118.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>استاد مشکاتیان در آستان جانان</title>
<link>http://beadad.blogfa.com/post-117.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی .....خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی &lt;BR&gt;در که آیینه صافیست غباری دارد ....... از خدا می طلبم صحبت روشن رایی &lt;BR&gt;شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان ........ورنه پروانه ندارد ز سخن پروایی &lt;BR&gt;کشتی باده بیاور که مرا بی رخ دوست ..... گشته هر گوشه چشم از غم دل دریایی&lt;BR&gt;زین دایره مینا خونین جگرم می ده .......... تا حل کنم ای مشکل در ساغر مینایی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کسی باورش نمی شد همه در شک بودند از خود می پرسیدند یعنی واقعا استاد مشکاتیان رفت؟ خیل دوست داران پرویز مشکاتیان از ساعت 7صبح روبروی تالار وحدت جمع بودند تا استاد را به خانه پایدار خود بدرقه کنند . مراسم رسما از ساعت 10 صبح با سخنرانی استاد حسین علیزاده آغاز شد حسین علیزاده با بغضی که  در گلو داشت از خصوصیات استاد صحبت کرد بعد از ایشان استادداریوش پیرنیاکان شروع به صحبت کردند و ایشان در مورد اینکه چرا مشکاتیان در این سالها سکوت کرده بود و در این ده سال اخیر فقط یک کنسرت برگزار کرد صبحت را شروع کرد و به نقد وضعیت حال موسیقی ایران پرداخت .  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; صحبت های استاد محمدرضا درویشی را می توانیم نقطه عطف این مراسم بدانیم . درویشی در قسمتی از صحبت هایش اشاره ای به اساتید گمنام موسیقی ایران کرد و اظهار کرد استاد مشکاتیان را همه می شناختیم و وقتی در گذشت از چند رسانه داخلی و خارجی این خبر اعلام شد ولی ما اساتید بسیاری داریم که در کشور خودشان غریب از این دنیا وداع کرده اند مرگ  استاد حاج قربان سلیمانی  را چه کسی اعلام کرد ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://usera.ImageCave.com/babak1/04.JPG&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;آسمان که از صبح دلش گرفته بود شروع به باریدن کرد گویی آسمان هم در فراق استاد گریست و استاد را با اشک هایش بدرقه کرد . جمعیت در ساعت 11 صبح بسیار زیاد شده بوده به طوری که تقریبا تمام خیابان تالار رودکی از جمعیت پر شده بود اما جای چند نفر در این جمعیت خالی بود کسانی که زمانی با استاد مشکاتیان حتی هم خانه بوده اند و باهم دوران با شکوهی از موسیقی ایران را طی کرده بود مانند استاد محمدرضا لطفی که متاسفانه ما ایشان را در بین دوستان پرویز مشکاتیان ندیدم . &lt;BR&gt;بعد از درویشی از آیین مشکاتیان ، پس استاد مشکاتیان خواسته شد چند کلامی با دوستداران استاد صحبت کنند ولی ایشان آنقدر در گلو بغض داشت که نتوانست حرف بزند .&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;EMBED src=http://www.4shared.com/embed/135287703/6300095b width=470 height=320 type=application/x-shockwave-flash allowfullscreen=&quot;true&quot; allowscriptaccess=&quot;always&quot;&gt;&lt;/EMBED&gt; &lt;BR&gt;&lt;FONT color=#cc9900&gt;&lt;STRONG&gt;قسمتی از اجرای تصنیف قاصدک در مراسم استاد که همایون شجریان به زیبایی آن را اجرا کرد متاسفانه به علت ازدهام جمعیت و دوربودنم از جایگاه تصویر خود ایشان به خوبی مشخص نیست&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;متاسفانه استاد شجریان به علت اجرا کنسرت هایشان نتوانستند به  مراسم بدرقه مشکاتیان برسند ولی همایون شجریان به نمایندگی از پدر الحق به مراسم فضایی معنوی بخشید . او با خواندن تصنیف قاصدک اثر ساخته  پرویز مشکاتیان و خوانندگی محمدرضا شجریان فضای غم آلود بدرقه استاد را معنوی کرد . همایون شجریان با وجود بغضش  این تصنیف را بسیار زیبا اجرا کرد . &lt;BR&gt;بعد از سخنرانی ها و آواز زیبای همایون دوستداران استاد پیکر ایشان  را در حالی که سکوت کامل در مراسم حکم فرما شده بود تا  آمبولانس همراهی کردند تا از آنجا به  سمت &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc9900&gt;نیشابور&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; خانه ابدی استاد مشکاتیان برده شود . و در کنار عطار نیشابوری آرام بگیرد و بعد از چند لحظه بلند گوها تصنیف زیبای سرو آزاد شعری از استاد هوشنگ ابتهاج و سه تار و آواز استاد مشکاتیان را پخش کردند که فضایی پر از غم در مراسم بوجود آمد. . &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc9900&gt;خوشا به حال خاک نیشابور &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از خداوند بزرگ می خواهیم اساتید و سرمایه های بزرگ فرهنگ هنر مارا در پناه خودش حفظ بفرماید . خداوند عمری طولانی به استاد عزیزمان محمدرضا شجریان و دیگر اساتید مان عطا فرماید &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 25 Sep 2009 11:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=beadad&amp;postid=117</comments>
<dc:creator>beadad</dc:creator>
<guid>http://beadad.blogfa.com/post-117.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وقتی قلب موسیقی ایران از حرکت ایستاد</title>
<link>http://beadad.blogfa.com/post-116.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#cc9900 size=1&gt;قبل از اینکه مطلب خودم را آغاز کنم باید عرض کنم متاسفانه قسمت نظردهی وبلاگ چکاد حال یا عمدا یا سهوا غیر فعال شده عزیزان نقطه نظرات خودشان رو در وبلاگ شعر من با عنوان &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://sigarekhamoosh.blogfa.com/&quot;&gt;&lt;FONT color=#cc9900 size=1&gt;http://sigarekhamoosh.blogfa.com/&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#cc9900 size=1&gt; قرار بدهند از همه عزیزان ممنونم &lt;BR&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;نام وبلاگم چکاد است . کسانی که قطعه چکاد استاد مشکاتیان را می شناسند و با آن زندگی کرده اند خوب درک می کنند که چرا نام این وبلاگ را چکاد گذاشته ام&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 393px; HEIGHT: 276px&quot; height=292 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://parvizmeshkatian.org/image/shart.jpg&quot; width=393 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این روز ها همه خبرها مهم است ولی خبر فاجعه ای بزرگ پشت اهالی موسیقی را شکست . و یتیم شدن موسیقی ایران زمین خبری مهمتر از همه خبرها شد . بله جامعه موسیقی ایران یتیم شد. &lt;BR&gt;همه ما با صدای سنتور استاد مشکاتیان زندگی کرده ایم &lt;BR&gt;با قطعه خزان استاد سماع کرده ایم &lt;BR&gt;با قطعه بیداد استاد اشک ریخته ایم &lt;BR&gt;و با قطعه چکاد استاد نقطعه اوج موسیقی ایرانی را دریافتیم &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;استاد پرویز مشکاتیان برای همه جوانان موسیقی ایران حکم پیر و مرشد را داشت و همواره مانند پدری مهربان بود امروز همه می گویند که استاد سنی نداشت و از دست رفت ولی من می خواهم بگویم : استاد دینش را به موسیقی ایران زمین ادا کرد و رفت . مشکاتیان کارش در این دنیا به پایان رسیده بود . &lt;BR&gt;شاید امروز کسی که بیشتر از همه فقدان این بزرگمرد را احساس می کند ، بهداد بابایی باشد که او  را همیشه با سه تاری در دست کنار داییش در کنسرت های گروه عارف دیده ایم &lt;BR&gt;مطمئنا کسانی بسیار حسرت فقدان استاد را می خورند که در سال های نه چندان دور با تشکیل گروه عارف در کنار هم زندگی کرده اند .&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 469px; HEIGHT: 287px&quot; height=256 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://sahameddin.googlepages.com/Aaref4.JPG&quot; width=469 align=baseline border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;بهداد بابایی(راست) در کنار استاد پرویز مشکاتیان&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://www.4shared.com/file/134517113/c8f41dd5/01_online.html&quot; target=_blank&gt;مقدمه دود عود سوال و جواب ارکستر و سنتور اثر استاد پرویز مشکاتیان&lt;/A&gt;  &lt;STRONG&gt;برای دانلود&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;امروز باید به استاد شجریان تسلیت بگوییم شاید او از همه ما بهتر مشکاتیان را می شناخت این دو در کنار هم باوقار ترین و زیباترین قطعات موسیقی ایران را خلق کردند . امروز استاد حسین علیزاده و استاد محمد رضا لطفی غم بزرگی را احساس می کنند و ما هم در غم آنها شریک هستیم . &lt;BR&gt;این اواخر کمتر اسمی از او برده شد نه اینکه اسمی نبود وقتی با بچه های موسیقی دور هم می نشستیم ساعتی نبود که حرفی از استاد مشکاتیان به میان نیاید . کسانی که می خواستند نوازندگی خود را به رخ بقیه بکشند همیشه شروع به نواختن قطعات مشکاتیان می کردند . باهم می گفتیم استاد کجاست ؟ چه می کند؟ خبری از استاد نیست . و امروز استاد خبر ساز ترین مرد موسیقی ایران زمین شد همان طور که وقتی خبر برگزاری کنسرت او اعلام می شد . &lt;BR&gt;من به عنوان عضو کوچکی از جامعه موسیقی ایران فقدان &quot;نیمای موسیقی ایران زمین&quot; را اول به استاد عزیز و بزرگوارم &quot;بهداد بابایی&quot; خانواده ایشان و  بعد به استادان هوشنگ ابتهاج ، محمدرضا شجریان، محمد رضا لطفی و حسین علیزاده تسلیت می گویم &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#cc9900&gt;&lt;STRONG&gt;از چشم خلق مستور ....چون تکنواز سنتور &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#339900&gt;مراسم تشییع پیکر این هنرمند بزرگ روز پنجشنبه ۲ مهر ماه از مقابل تالار وحدت در ساعت ۱۰ صبح برگزار می گردد و احتمالا بعد از تشییع ایشان را به زادگاهش نیشابور خواهند برد تا خاک نیشابور از این که هنرمندی چون پرویز مشکاتیان را در خود جای داده به خود ببالد&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#339900 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;فراخوان همکاری&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;گروه موسیقی آوای چکاد در نظر دارد به مناسبت در گذشت استاد مشکاتیان بزرگداشتی را برای ایشان با اجرای چند تصیف زیبا از ایشان برگزار کند از عزیزانی که می توانند با گروه آوای چکاد همکاری کنند لطفا با ایمیل  &lt;A href=&quot;mailto:chakad_2008@yahoo.com&quot;&gt;chakad_2008@yahoo.com&lt;/A&gt; (بابک طحان ) تماس حاصل فرمایند ..  &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 22 Sep 2009 08:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=beadad&amp;postid=116</comments>
<dc:creator>beadad</dc:creator>
<guid>http://beadad.blogfa.com/post-116.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کم رنگی موسیقی اعتراضی در دوران اعتراض</title>
<link>http://beadad.blogfa.com/post-115.aspx</link>
<description>موسیقی اعتراضی در ایران زمین قدمتی  100 ساله پیدا کرده این موسیقی همواره در ایران به عنوان نماد یک مبارزه خاص در لحظه بحرانی کشورمان به کمک مبارزین آمد و باعث نمادین شدن مبارزات در دوران های مختلف شده بود این موسیقی از مشروطیت با وجود شاعران و ترانه سراهای آن دوران مانند میرزاده عشقی ، عارف قزوین و ملک الشعرای بهار قدرت بسیار گرفته بود و همواره موسیقی دانان و شاعران پا به پای مبارزان مشروطه خواه در میدان مبارزه برای مشروطه خواهی گام برمی داشتند . پس از دوران مشروطه و در دوره سلطنت محمد علی شاه قاجار و به علت خفقان بسیار زیادی که در کشور حاکم شد  موسیقی اعتراضی به انزوا رفت و تقریبا به فراوشی سپرده شد و جای خودش را به موسیقی های به اصطلاح مطربی و لب حوضی داد . موسیقی دانان برجسته کشور کمتر کار می کردند و شاعران در خفقان و فشار بسیار اشعارشان را می سرودند . در دوران پهلوی و به خصوص رضا شاه عرصه کار به خصوص برای شاعران قصیده سرا تنگ تر و تنگ تر شد تا جایی که ما متاسفانه اشعار و ترانه های اعتراضی از دوران رضاشاه پهلوی نداریم .&lt;BR&gt; در شهریور 20 به بعد که یک آزادی مختصری در جامعه پدید آمد ترانه سازی هم متحول شد و از مسائل سیاسی و اجتماعی عقب کشید ولی پس از سال 32 و کودتای 28 و سرخوردگی و افسردگی جامعه و به خصوص هنرمندان از آنچه که پیش آمده بود باز ترانه وارد میدان شد و با ترانه های نمادین به جنگ وضعیت موجود پرداخت و ازآن سال تا به حال در سال های پیش از انقلاب در کار بود وسبب تقویت مبارزین شد . &lt;BR&gt;با پیدایش موسیقی پاپ در کشور در سال های 48 به بعد شاعرانی در ایران پدید آمدند که اشعارشان بسیار به مزاج دولت مردان وقت تند می آمد با پیدایش احزاب مختلفی که در کشور بوجود آمد مثل حزب چپ ، حزب توده ، و ملی گراها . موسیقی اعتراضی به چند بخش تقسیم شد و هر کدام از این احزاب دارای موسیقی خاص خود بودند و شعرا سعی می کردند با این موسیقی حرف دلشان را به رژیم وقت بزنند شعرایی که  در حال حاضر هم اشعارشان زمزمه نسل جوان ایران است . این شعرا قالبا مربوط به حزب خاصی نبودند و شاید بیشتر برای دل خودشان شعر گفتند ولی اشعار آنها اسطوره ای شد برای مبارزات احزاب . متاسفانه در این سال ها موسیقی اصیل کم رنگ تر از گذاشته به کار خود ادامه می داد تا قبل پیدایش گروه عارف به سرپرستی استاد حسین علیزاده و گروه شیدا به سرپرستی استاد محمد رضا لطفی موسیقی اصیل وجه ای بسیار سبک در ایران پیدا کرده بود خوانندگانی مانند &quot;حسین خواجه امیری (ایرج) &quot; و یا &quot; اکبر گلپا&quot; و &quot;هایده &quot; وقتی این فضا را برای کارهای سبک خودشان باز دیدند شروع به فعالیت کردند و صدای خودشان را در اختیار کارهایی لب حوضی و مطربی گذاشتند . اما با پیدایش و جدی شدن دو گروه عارف و شیدا و اجرای کنسرت هایی  در جشن هنر شیراز با صدای خوانندگانی چون &quot; استاد محمدرضا شجریان &quot; ، &quot;شهرام ناظری &quot; و پریسا این دو گروه شروع به ضبط آلبوم هایی با عنوان &quot;چاووش&quot; کردند . در سالهای 56 به بعد بود که گروه عارف با حضور اساتیدی چون حسین علیزاده ، پرویز مشکاتیان ، محمدرضا شجریان ، محمدرضا لطفی . در خفقان آن دوران و در زیر زمین کارها را تمرین و ضبط می کردند . به هر حال این فعالیت ها باعث بیشتر شدن مبارزات علیه رژیم حاکم شد و سرانجام در سال 57 به نتیجه رسید . از سال 58 به بعد متاسفانه شکاف عمیقی در موسیقی اصیل و خصوصا موسیقی اعتراضی افتاد البته کارهایی انجام شد که بیشتر به خاطر جنگ و دفاع مقدس بود و تقریبا حالت سرود داشت . در انتخابات اخیر و با مسائل و مشکلاتی که پس از آن به وجود آمد دوباره موسیقی اعتراضی در یاد هنرمندان و موسیقیدانان و شاعران زنده شد . یکسری از هنرمندان کارهای ارزشمندی را دادند ولی متاسفانه بیشتر اساتید دوران مبارزات شاهنشاهی بی طرف بودند و ما هیچ حرکتی از این عزیزان ندیدیم از کسانی که انتظار می رفت شروع به فعالیت کنند و صدای اعتراضشان را از این طریق به گوش هم وطنانشان برسانند . هنرمندانی که کارهای ارزشمندی خلق کرده بودند . &lt;BR&gt;استاد شجریان که همواره در زمان های مختلف حضور خود را اعلام کرده بود این بار هم ساکت ننشست و با کارهای زیبایی این اعتراض را اعلام کرد . پیمان سلطانی که باید راجع به ایشان بگوییم که یکی از خلاقترین موسیقی دانان کشور هستند با خلق چند اثر زیبا همبستگی خود را با ملت ایران اعلام کردند ما متاسفیم از این که تعداد هنرمندانی که در این مدت کار ارائه کردند به تعداد انگشتان دست هم نمی رسد شاید این عزیزان بگویند که ما با سیاست میانه ای نداریم و برای ما مسائل مملکتمان مهم نیست ولی این اشتباه بزرگیست که ما فکر کنیم از بقیه جامعه به دور هستیم و باید سرمان به کار خودمان باشد . همین جوانانی که در این مدت متاسفانه ضربه های بسیاری خوردند ، کسانی هستند که وقتی شما کنسرتی دارید با اشتیاق برای دیدن و گوش کردن به کارهای شما آمده اند و حال تنها گذاشتن شما در این زمان بی انصافی بزرگیست از طرف شما ....
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 12 Sep 2009 08:10:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=beadad&amp;postid=115</comments>
<dc:creator>beadad</dc:creator>
<guid>http://beadad.blogfa.com/post-115.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آقای ذوالفنون شما در موسیقی ایرانی فسیل شده اید</title>
<link>http://beadad.blogfa.com/post-112.aspx</link>
<description>متاسفانه این روزهای بعد از انتخابات بحث انگیز اخیر در ریاست جمهوری می بینیم که نه تنها به بزرگان نظام جمهوری اسلامی به طور علنی اهانت هاو تهمت های رنگارنگ زده می شود بلکه این اهانت ها اهالی موسیقی را هم راحت نگذاشته و به بزرگان موسیقی کشور . کسانی که سالها اسم ایران را با صدا و ساز خود بزرگ نگاه داشته اند هم رحم نکرده اند . یکی از این بزرگان استاد عزیزمان ، کوروش موسیقی ایران زمین استاد محمد رضا شجریان است که این روزها از هر طرف که بخواهید مورد اهانت قرار می گیرد . آخرین بحثی که در مورد ایشان در محافل بوجود آمده و در یکی از روزنامه های جناح دولت &quot;وطن امروز&quot; بحث سازهای ابداعی استاد است . من در مطالب قبل چکاد در مورد ابداع ساز مفصل بحث هایی را داشته ام و در مورد تاریخچه ابداع در سازهای ایرانی صحبت کرده ام . حال ببینیم چه کسانی در مورد سازهای شجریان در این روزنامه اظهار نظر کرده اند. &lt;BR&gt;آقای علی عبادی این طور که در کارنامه ساز سازی ایشان گفته می شود او در طول کار حرفه ای خود حدود 478 ساز ساخته که البته گفته نشده که در چه رشته ای ایشان ساز ساخته زیرا همانطور که می دانید هر سازی سازنده خود را می طلبد مثلا معمولا شما کمتر مشاهده می کنید که یک سه تار ساز یک کمانچه ساز هم باشد در هر حال ایشان با ساخت 478 ساز در مورد ساز های ابداعی استاد اظهار نظر و درفشانی فرموده اند در حالی که من مطمئنم حتی یک بار نه صدای این ساز ها را شنیده اند و نه حتی در مورد این سازها تحقیق کرده اند . در قسمتی از صحبت های ایشان آمده است : &quot;&lt;STRONG&gt; ساختن یک ساز به دست یک خواننده مثل این است که کسی به نوازندگی اشراف نداشته باشد اما به ابداع ردیف بپردازد و تنها به این هم اکتفا نکند این حیطه را شخم بزند و هر طور که خود مایل است آن را زیرو رو کند&lt;/STRONG&gt; &quot; &lt;BR&gt;این عزیز دل ما هنوز نمی دانند که ما استاد شجریان را فقط به عنوان یک خواننده نمی دانیم استاد شجریان از جمله اساتیدی هستند که تاثیری بزرگ در موسیقی ما داشته اند می توانیم ایشان را با بزرگانی مانند استاد ابوالحسن صبا، استاد علینقلی وزیری ، و بقیه بزرگان مقایسه کرد . استاد شجریان غیر از اینکه در ردیف آوازی و صداسازی در موسیقی تغییراتی بنیادین بوجود آوردند همیشه گفته اند که موسیقی ما در بعضی از صداهای بم مشکلات بزرگی دارد و همیشه دغدغه ایشان وجود کمبود این صداهای بم در موسیقی ایرانی بوده است &lt;BR&gt;یکی دیگر از عزیزانی که در این مورد صحبت کرده اند جناب آقای جلال ذوالفنون هستند نوازنده ای فسیل شده در موسیقی ایران که من فکر می کنم از کل موسیقی ایرانی یعنی از هفت دستگاه و پنج آواز فقط بیات ترک و افشاری و ابوعطا را خوب فراگرفته اند و فکر می کنند که موسیقی ما یعنی همین چند قسمتی که یاد شد &lt;BR&gt;جناب آقای ذوالفنون به نظر من هر کاری و هر تغییری در هر جایی احتیاج به اعتماد به نفس دارد که جناب شجریان در موسیقی ما همیشه به جای همه شما این اعتماد به نفس را به خرج داده اند شما چه کردید؟ من همین جا عرض می کنم که تمام افتخار آقای ذوالفنون کار &lt;STRONG&gt;آتش در نیستان&lt;/STRONG&gt; است در &lt;STRONG&gt;ابوعطا&lt;/STRONG&gt; با صدای &lt;STRONG&gt;شهرام ناظری&lt;/STRONG&gt; که آن کار هم در جای خودش احتیاج به نقد بسیار دارد اگر کسی کاری ویژه و زیبا از این انسان فسیل شده دارند بفرمایند ماهم بدانیم ... آقای ذوالفنون شما که در تمام طول زندگی به اصطلاح هنری خود تنها کارتان قرقره ردیف موسیقی ایرانی بوده چه حقی داشتید که برای سازهای ابداعی جناب شجریان لفظ مضخرف را به کار ببرید . تازه اگر هم این طور باشد که شما می گویید دلیل بیاورید و به صورت علمی این صحبتتان را اثبات کنید . من به شما می گویم که شما هنرمند نیستید . نام هنرمند به کسی تعلق دارد که ابداع کند که خلق کند شما چه کار ویژه ای خلق کرده اید که حالا مدعی هستید . شما از جمله نوازندگانی هستید که روی یک خط راست راه رفته اید و تا نوک بینی خود را بیشتر در موسیقی ایرانی ندیده اید . &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc9900&gt;لطفا حرف خود را در مورد استاد شجریان پس بگیرید زیرا خودتان هم می دانید که در حدی نیستید که بخواهید در مورد ایشان یا در مورد ابداعات استاد اظهار نظر کنید ....&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 14 Aug 2009 13:07:54 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=beadad&amp;postid=112</comments>
<dc:creator>beadad</dc:creator>
<guid>http://beadad.blogfa.com/post-112.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بیابان را سراسر مه گرفتست </title>
<link>http://beadad.blogfa.com/post-111.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;تولد یک تصادف است و مرگ یک واقعیت . سوم مرداد سال 1379 سالی بود برای دوستداران اشعار سپید و شعر نو و روشنفکران  بسیار سخت . در این سال بود که اتفاق بزرگی به وقوع پیوست و همه دوستداران شعر به سوگ نشستند . حتی منتقدان احمد شاملو .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG height=374 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.iran-goftogoo.com/forums/uploads/monthly_07_2008/post-2-1217271742.jpg&quot; width=267 align=baseline border=0&gt;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از 4 روز پیش به دنبال نوشتن مطلبی بودم برای شاملوی بزرگ . منابع مختلف را گشتم . خواستم زندگی نامه او را به تصویر بکشم ولی دیدم نوشتن این همه بزرگی و افتخار در زندگیش را چگونه در یک مطلب جا دهم . من که عادت دارم حرف آخر را معمولا اول بزنم . پس رسیدم به خودم و چگونگی آشناییم با اشعار شاملو . یک جمله من را با شاملو آشنا کرد و مانند عاشقی که پی معشوق خود هروله کنان می دود به دنبالش رفتم تا بتوانم او را درک کنم . هر چند که شاملو را فقط خود شاملو می تواند درک کند. شاملو بزرگ است آنقدر بزرگ که در هیچ جمله و واژه ای نمی گنجد . خیابان صفی علیشاه هیچ گاه صدای قدم های احمد شاملو را فراموش نخواهد کرد .او در سال 1321 به زندانی شوروی ها در رشت بردند اما حصار زندان نتوانست شاملو را در خود نگه دارد و 3 سال بعد آزاد شد و همراه خانواده به رضائیه رفت  . این اولین و آخرین زندان شاملو نبود .  در سال 1332 پس از کودتای 28 مرداد با بسته شدن فضای سیاسی ایران مجموعه اشعار آهن ها و احساس  توسط پلیس سوازنده شد . و با یورش ماموران به خانه او ترجمه طلا در لجن اثر ژیگموند موریس و بخش عمده کتاب &quot;پسران مردی که قلبش از سنگ بود&quot; با تعدادی داستان کوتاه نوشته خودش و تمام یادداشت های کوچه از میان می رود . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.tinypic.info/files/gzatgbzsapel05m6e622.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;پس از این داستان شاملو موفق به فرار می شود ولی چند روز بعد در چاپخانه روزنامه اطلاعات دستگیر شده و به زندان قصر منتقل می شود . &lt;BR&gt;بالاخره بعد از دو ازدواج قبلی شاملو آیدا سرکیسیان یا آیدا شاملو با نام واقعی ریتا آتانث سرکیسیان آخرین همسر احمد شاملو است و در شعرهای شاملو، به ویژه در دو دفتر آیدا، درخت و خنجر و خاطره و آیدا در آینه به عنوان معشوقهٔ شاعر، جلوه‌ای خاص دارد. شاملو درباره تأثیر فراوان آیدا در زندگی خود به مجله فردوسی گفت: «هر چه می‌نویسم به خاطر اوست و به خاطر او... من با آیدا آن انسانی را که هرگز در زندگی خود پیدا نکرده‌بودم پیدا کردم»&lt;BR&gt;متاسفانه شاملو نه در رژیم پهلوی زندگی راحتی کرد و نه در رژیم جمهوری اسلامی . متاسفانه شاملو در اواخر عمر خود مردی شده بود بسیار منزوی که این انزوا به او تحمیل شده بود . از سویی هم به خاطر عشقی که به وطن داشت حاضر به خروج از ایران نبود . خود در این باره می گوید:&quot;راستش بار غربت سنگین تر از توان و تحمل من است .....چراغم در این خانه می سوزد . آبم در این کوزه آیاز می خورد و نانم در این سفره است &quot;.&lt;BR&gt;از سوی دیگر اجازه هیچ گونه فعالیت ادبی و هنری به شاملو داده نمی شد و اکثر آثار او از جمله کتاب کوچه سال ها در توقیف مانده بود . بیماری امانش را بریده بود و هر روز ضعیف تر می شد ولی عشق به کار او را از پا نمی انداخت اما بیماری قندش آنقدر پیشرفت کرد که در بیمارستان ایران مهر پایش بریده شد . این روزها به گفته &quot;آیدا شاملو&quot; سخت ترین روزهای شاملو و همسرش بود . و در همان سالهای سخت &quot;کتاب کوچه &quot; را ادامه داد . و گه گاه از او شعر یا مقاله ای در مجلات ادبی منتشر می شد . &lt;BR&gt;و سرانجام روز موعود شاملو رسید . ساعت 9 شب دوم مرداد بود آیدا مثل همیشه بالای سر شاملو بود ولی شاملو توانی برای نفس کشیدن نداشت و سرانجام به آغوش خاک فرو رفت و در 6 مرداد او را از مقابل بیمارستان ایرانمهر و با حضور ده ها هزار نفر از علاقه مندانش تشیع کردند. &lt;BR&gt;هنوز در یادهاست . هنوز هم وقتی اسمی از شعر می آید نام شاملو سرآمد آن است . &lt;BR&gt;نامش قرن هابه جا خواهد ماند .&lt;BR&gt;نامش گرامی خواهد بود .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.asriran.com/content/img/news/18479_384.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای می خواند&lt;BR&gt;رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد&lt;BR&gt;و هر دانه برفی به اشکی ناریخته می ماند&lt;BR&gt;سکوت سرشار از سخنان ناگفته است &lt;BR&gt;از حرکات ناکرده &lt;BR&gt;اعتراف به عشق های نهان &lt;BR&gt;وشگفتی های برزبان نیامده &lt;BR&gt;در این سکوت حقیقت ما نهفته است &lt;BR&gt;حقیقت تو و من&lt;BR&gt;برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم که چراغ هاو نشانه ها در ظلماتمان ببیند&lt;BR&gt;گوشی که صدا ها و شناسه ها را در بیهوشیمان بشنود&lt;BR&gt;برای تو و خویش روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیرد&lt;BR&gt;و زبان که در صداقت خود مارا از خاموشی خویش بیرون کشد &lt;BR&gt;و بگذارد از آن چیز ها که در بندمان کشیده است سخن بگوییم .&lt;BR&gt; ........&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.negahidigar.net/picture_library/Ahmad-Shamlou-grave.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 26 Jul 2009 08:21:35 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=beadad&amp;postid=111</comments>
<dc:creator>beadad</dc:creator>
<guid>http://beadad.blogfa.com/post-111.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خشک سیمی ، خشک چوبی ، خشک پوست ...از کجا می آید این آوای دوست</title>
<link>http://beadad.blogfa.com/post-110.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc9900 size=3&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/Sabaa/Saba-SeTar.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#cc9900 size=3&gt;بعد از گذشت چندین قرن  که از موسیقی ایران زمین  می گذرد مشاهده می کنیم  که سازهای ایرانی در این مدت طولانی پیدایش موسیقی در ایران تکامل بیشتری یافته است . اضافه کردن سیم ، تلفیق چند ساز باهم برای گرفتن صدای بهتر ، استفاده از سازهای آفریقایی و آمریکای شمالی و هندی و افغانی در موسیقی ایران  این ها تمام تغییراتی بوده که اساتید و هنرمندان سعی بر آن داشتند تا بتوانند به موسیقی ایرانی رنگ و بویی بهتر از پیش دهند. شاید بیشترین تغییر را در سازهای ایرانی می توانیم در ساز سه تار و تار ببینیم که درویش خان با اضافه کردن یک سیم به تار و سه تار باعث شد تا وسعت صدایی این سازها را تا حد امکان بالاتر ببرد . ولی ما می بینیم که موسیقی ایرانی هنوز در یک سری اکتاوهای بم تر مشکل اساسی دارد که این مشکل را ما نمی توانیم با تکمیل سازهایی که هم اکنون در موسیقی ایرانی موجود است حل کنیم و مجبور به نوآوری یا سازی هستیم . حالا این ساز سازی را باید از کجا شروع کرد به چه فاکتورهایی نیاز است این سوال پیش می آید که ما به سازهای آرشه ای بیشتر نیاز داریم یا مضرابی ؟ خیلی از هنرمندان شروع به ساخت ساز کردند و سازهای متفاوتی را ساختند و استفاده هم کردند ولی هنوز می بینیم که این سازها در موسیقی ایرانی چندان جا نیافتاده.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;یکی از بزرگترین ابداع کنندگان ساز در این دوره&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc9900&gt; استاد محمد رضا شجریان&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; بود که تاحد بسیار زیادی توانست یک سری ایرادها در تنالیته سازها را از بین ببرد مطمئنا سازهای که استاد ساخته اند کمک شایانی به موسیقی سنتی ما خواهد کرد ایشان در دوزمینه جنس سازها بسیار فعال کار کردند 1- سازهای کششی یا زهی 2- سازهای مضرابی . از آنجا که استاد شجریان در ساخت ساز سنتور تبهر بسیار بالایی داشته اند و به گفته خود ایشان اولین سنتوری که نواخته اند دست ساز خودشان بوده می توانیم به جرات بگوییم که ایشان هم در زمینه ساز سازی هم صاحب نظر و صاحب فکر هستند. به نظر من سازهایی مثل ساغر ، صراحی ، بم صراحی و... بسیار به وضعیت صدادهی موسیقی ایرانی کمک خواهد کرد . به فرموده خود استاد &lt;STRONG&gt;(ما بايد سازي را كه نشانه‌اي از اصالت‌هاي خودمان را داشته باشد، بسازيم. من در طول بيش از 45 سال در زمينه موسيقي در صحنه بودم و با ساز سر و كار داشتم كه فكر مي‌كنم خيلي از هنرمندان نبودند و نيازي كه من در اين مدت حس كردم را هيچ كس حس نكرد. &lt;BR&gt;استاد آواز ايران افزود: ما بايد موسيقي را به بخش تكنوازي و گروه‌نوازي تقسيم كنيم كه البته در هركدام اساتيدي را داشتيم اما اغلب مي بينيم كه برخي تكنوازان براي گروه نوازي نسخه مي‌نويسند و يا برعكس كه به عقيده من درست نيست و هركس بايد كار خودش را انجام دهد و نبايد براي هم ژاندارم باشيم.)&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 426px; HEIGHT: 275px&quot; height=301 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.avayedel.ir/files/images/art/sazhaye_ebdaei8.jpg&quot; width=518 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;یکی از سازهایی که در این چند سال اخیر بسیار در مورد آن شنیده ایم &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc9900&gt;ساز شورانگیز استاد حسین علیزاده&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; است سازی که شاید برگرفته از تنالیته صدای سازهای آذربایجان باشد . سازی با کیفیت صدایی بم و بسیار زیبا با یک حزن عجیب در آن طرز نوازندگی آن مانند سه تار با ناخن است (البته ما طرز اجرا را در دست خود استاد علیزاده دیده ایم ) شاید بتوانیم بگوییم که این ساز یک سه تار و تنبور پوستی است. در گذشته اساتید ساز ساز از پوست هم در سه تار استفاده کرده اند ولی به علت اینکه صدای سه تار را تا حدی از آن حالت ظرافت به دور می کرده از آن استقبال نشده است . این ساز به سفارش مرحوم استاد علی تجویدی ساخته شد سازی که پس از ساخته شدن اشک استاد تجویدی روان ساخت .  استاد علی تجویدی با وقتی صدای این ساز را شنید با چشمانی گریان گفت کاش صبا زنده بود و صدای این ساز را می شنید صدای سه تار برای صبا خیلی کم بود و جواب صبا را نمی داد .&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.khabgard.com/images/persons/Alizadeh_6dey87.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در مسیر ابداع کنندگان سازها باید به سازی بسیار مهم در این زمینه اشاره کرد که ابداع کننده آن &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc9900&gt;مسعودشعاری&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; است . مسعود شعاری نام این ساز را &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc9900&gt;دلربا &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;گذاشته است حالا چرا از این اسم برای این ساز استفاده کرده به نظر من این مسئله سلیقه ای است و ماهنوز نمی دانیم این اسم هایی که برای این سازها اساتید استفاده می کنند برگرفته از کجاست ؟ نمی دانم این ساز را باید سه تار بنامیم یا نه. البته به گفته خود مسعود شعاری این ساز ربط زیادی به سه تار ندارد و حتی کوک ساز با کوک ساز سه تار تفاوت دارد شاید بیشتر نزدیک به ساز &quot;دیوان&quot; ( یا همان باقلامای ترکی) باشد . ایشان در مورد انگیزه ساخت این ساز می گویند &quot; در کنسرت هایی که با آقای علیزاده آغاز کرده بودیم ، در آن اجراها جنس صدایی که می شنیدیم این احساس را در من زنده کرد که جای صدای باس در این مجموعه خالیست . اگر اشتباه نکنم این جریان برمی گردد به سال 69 و زلزله رودبار . سه تار به علت اینکه همواره به طور تکنوازی به کار رفته است شکل گروهی آن کمتر به کار گرفته شده است و در طور این سال ها همیشه این احساس با من بوده که رنج صدایی باس در سه تار کم رنگ است . در گروه سه تار از آنجایی که همه صداها زیر هستند به همین دلیل ما به صدای باس در گروه سه تار احتیاج پیدا می کنیم .&quot;&lt;BR&gt;در ساز دلربا سیم اول متشکل از دو اکتاو است . سیم دوم نیز از دو سیم متفاوت تشکیل شده است . در دوسیم سوم هم از دو سیم با ضخامت متفاوت تشکیل شده است . &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 467px; HEIGHT: 288px&quot; height=264 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2009/06/450869_orig.jpg&quot; width=495 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آقای &lt;FONT color=#cc9900&gt;&lt;STRONG&gt;حافظ ناظری&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; مشکلاتی در ساز سه تار دید خوب مشکلاتی بود که خیلی از اساتید سه تار مثل لطفی و شعاری و علیزاده هم دیده بودند (نمی دانم شاید حافظ ناظری چشم تیزبین تری داشته که این اساتید مسلم سه تار نداشته اند) به هر حال ، خوب ما هم نمی گوییم ساز سه تار مشکلی ندارد مثلا در بالای دسته تعداد نتهای بم محدود است و کلا سه تار سازی است زیر خوان . اماباید چگونه این مشکلات را رفع کرد ؟ آیا با کلفت کردن دسته سه تار و اضافه کردن دو سیم که به گفته خود حافظ ناظری 10 نت به آن اضافه شده می توانیم می توان این مشکل سه تار حل کرد ؟ آیا واقعا حافظ ناظری به این فکر کرد که تمام سازهای ایرانی عزیز بودنشان به ظرافت آنهاست ؟ شما آمدید دسته ساز را ضخیم کردید و دو سیم گیتار به آن اضافه کردید و به همین راحتی ساز سه تار کامل شد ؟ اگر اینطور بود که آقای شعاری قبل از شما این کار را کرده بود این طور که ما خبرداریم ایشان هنوز در حال مطالعه برای تکمیل ساز سه تار هستند .  شما به این فکر کردید که نوازندگی این ساز باید چگونه باشد انگشت گذاری ها باید چگونه باشد؟ آن دوسیم که آقای ناظری به سه تار اضافه کرده اند چه کوکی دارند ؟ یعنی سازی که آقای ناظری ساخته اند فقط خودشان می توانند بنوازند؟ یا شاید باید یک کلاس فشرده برای نوازندگان سه تار بگذارند و طرز اجرای سه تار را آموزش بدهند؟ من به حافظ ناظری پیشنهاد می کنم در یک برنامه تلویزیونی شرکت کنند ( البته در رسانه به اصطلاح ملی خودمان که این امکان نیست اما در رسانه های دیگر می توان این کار را کرد ) و کاملا سازسه تاری که ابداع کرده اند تشریح کنند تا این ابهام برای نوازندگان سه تار رفع شود . &lt;BR&gt;در دوره صفویه به خاطر ممنوع شدن موسیقی در ایران نوازندگان و علاقه مندان به موسیقی مجبور بودند ساز خود را در زیر عبا و به صورت پنهانی جابه جا کنند و به همین علت باید سازی را می ساختند که حجمی کوچک داشته باشد و در عین حال تمام پرده های ساز تار در آن موجود باشد به خاطر همین ساز سه تار را که در آن زمان 3 تار داشت ابداع کردند و پس تکامل این ساز در زمان درویش خان یک سیم به این ساز اضافه شد که دو سیم به اصطلاح واخوان را نوازندگان سه تار با یک مضراب می نوازند . اما ساز سه تار به تکامل رسید و هم اکنون سازی شده است که در کنسرت ها می توان به طور وسیعی از آن بهره برد . حالا ما باید اصالت این ساز را حفظ کنیم و با ابداعات بچگانه این ساز را از خاصیت اصلی آن یعنی لطافت و ظرافت دور نکینم . &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 457px; HEIGHT: 305px&quot; height=329 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://64.130.220.65/Multimedia/pics/1388/2/Art/191.jpg&quot; width=495 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;این گزیده ای بود از آنچه در این سالها در زمینه ساز سازی در موسیقی ما اتفاق افتاد. شاید خیلی از اساتید ساز ساز هم باشند که کارهای ابداعی زیادی انجام داده اند ولی این افراد فقط شکل خود ساز را تغییر داده اند یعنی ساختمان همین سازهای معمول در موسیقی ما را تغییر داده اند مثلا استفاده از گوشی های گیتار در ساز تار که استقبال زیادی از آن نشد یا استفاده از پرده های فلزی  در ساز سه تار . که باز هم استقبال چندانی از آن نشد یا استفاده از کوک های نهایی پایین ویولن که در ساز ویولن استفاده می شد در ساز کمانچه که بسیار به کوک دقیق کمانچه کمک کرد . &lt;BR&gt;به امید اینکه هر کاری در موسیقی ایرانی انجام می شود با فکر و در راه ارتقا هنر موسیقی ایران زمین باشد . &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 01 Jul 2009 09:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=beadad&amp;postid=110</comments>
<dc:creator>beadad</dc:creator>
<guid>http://beadad.blogfa.com/post-110.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آزادی بها دارد </title>
<link>http://beadad.blogfa.com/post-109.aspx</link>
<description>این روزها دست و دلم به نوشتن در برای موسیقی نمی رود وقتی که بنای آزادی را می ساختیم یادمان رفت تا برای آن دری بسازیم این شعر را از شهریار قنبری تقدیم می کنم به همه شهدای این روزهای اخیر و همه کسانی که در تمام دنیا برای آزادی جانشان را از دست داده اند به امید داشتن دنیایی سبز &lt;BR&gt;همه دنیا باید بدانند که ما ملت ایران ما مردم آزاده ایران هنوز زنده ایم هنوز هم می توانیم خودمان حقمان را بگیریم . &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;لا لا لا لا دیگه بسه گل لاله&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;بهار سرخ امسال مثل هر سال&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;هنوزم تير و ترکش قلب و مي شناسه&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;هنوز شب زير سرب چکمه بيداره&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;نخواب آروم گل بي خار و بي کينه&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;نمي بيني نشسته گلوله تو سينه&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;آخه بارون که نیست رگبار باروت &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;سزای عاشقای خوب ما این&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;نترس از گلوله دشمن گل لادن &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;که پوست شیر پوست سرزمین من&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;اجاق گرم سرمای شب سنگر&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;دلیل تا سپید رفتن و رفتن&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;نخواب آروم گل بادوم نا باور&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;گل دل نازک خسته گل پر پر&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;نگو باد ولایت پر پرت کرده &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;دلاور قد کشیدن رو بگیر از سر&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;دوباره قد بکش تا اوج فواره &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;نگو این ابر بی بارون نمی ذاره&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;مثل یار دلاور نشکن از دشمن&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;ببین سر می شکنه  تا وقتی سر داره&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;نذاشتن هم صدای و بلد باشیم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt; نذاشتن حتی با هم دیگه بد باشیم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;کتاب های سفید و دوره می کردیم &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;که فکر شب کلاهی از نمد باشیم &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;نگو رفت تا هزار آفتاب هزار مهتاب&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;نگو کو تا دو باره بپریم از خواب&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;بخون با من نترس از گلوله دشمن &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;با بیرون بیا بیرون از این مرداب&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;نگو تقوای ما تسلیم و ایثار &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;نگو تقدیر ما صد تا گره داره &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;به پیغام کلاغ های سیاه شک کن &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;که شب جز تیر گی چیزی نمیاره&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;نخواب وقتی که هم بغضت به زنجیره&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;نخواب وقتی که خون از شب سرازیر&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt; بخون وقتی که خوندن معصیت داره &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;بخون با من بیا تا من نگو دیره &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;سکوت شیشه های شب غمی داره &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;ولی خشم تو مشت محکمی داره &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;عزیز لحظه های عشق و آزادی &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;کلاغ پر بازی با تو عالمی داره &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;لا لا لا لا دیگه بسه گل لاله&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 22 Jun 2009 10:16:32 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=beadad&amp;postid=109</comments>
<dc:creator>beadad</dc:creator>
<guid>http://beadad.blogfa.com/post-109.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یار دبستانی من</title>
<link>http://beadad.blogfa.com/post-108.aspx</link>
<description>یار دبستانی من&lt;BR&gt;با من و همراه منی &lt;BR&gt;چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی&lt;BR&gt;حک شده اسم من و تو رو تن تخته سیاه&lt;BR&gt;ترکه بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 380px; HEIGHT: 627px&quot; height=657 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://vispooran.ir/images/hotweb/mosavi.jpg&quot; width=380 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 16 Jun 2009 11:55:01 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=beadad&amp;postid=108</comments>
<dc:creator>beadad</dc:creator>
<guid>http://beadad.blogfa.com/post-108.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
