تبليغاتX
چکاد
لاله خونین کفن
قبل از اینکه مطلب خودم را آغاز کنم باید عرض کنم متاسفانه قسمت نظردهی وبلاگ چکاد حال یا عمدا یا سهوا غیر فعال شده عزیزان نقطه نظرات خودشان رو در وبلاگ شعر من با عنوان http://sigarekhamoosh.blogfa.com/ قرار بدهند از همه عزیزان ممنونم

با سلام به همه دوستان عزیز خیلی دوست داشتم این شعر از مرحوم ملک الشعرا را خیلی زود تر از اینکه استاد عزیزمان پرویز مشکاتیان را از دست بدهیم برای دانلود بگذارم ولی هنوز هم در این وضعیت جامعه موسیقی دیر نیست . کار "لاله بهار" یکی از قطعات زیبای استاد مشکاتیان است که ایشان در دستگاه ابوعطا با شعر بسیار زیبای مرحوم ملک الشعرا تصنیف کرده اند .
این کار را برای دانلود گذاشته ام تا یادمان نرود که در دهه ۵۰ چه کارهایی با وقار و زیبایی ساخته می شد و وقتی با این زمان مقایسه می کنیم می بینیم که موسیقی ملی ما به جای پیشرفت در ساخت تصنیف (البته همه عزیزان به خوبی می دانند که این مطلب صددر صد نیست و ما کارهای خوب هم داشته ایم ولی نه به اندازه دهه ۵۰ تا ۶۰ ) متاسفانه بسیار عقب مانده است .
هنوز بعد از گذشت سی سال مشاهده می کنید همان اساتیدی که در آن دهه کارهای زیبا ساخته اند متاسفانه در این دوره هم همان عزیزان کارهای زیبا را خلق کرده اند .
با این مقدمه به سراغ شعر زیبای ملک الشعرا و تصنیف زیبای استاد بزرگوار پرویز مشکاتیان خواهیم رفت .

لاله خونين کفن از خاک سر آورده برون
خاک مستوره قلب بشر آورده برون
دل ماتم زده مادر زاري است که مرگ
از زمين همره داغ پسر آورده برون
آتشين آه فرو مرده مدفون شده است
که زمين از دل خود شعله ور آورده برون
راست گويي که زبانهاي وطن خواهان است
که جفاي فلک از پشت سر آورده برون
يا به تقليد شهيدان ره آزادي
طوطي سبز قبا سرخ پر آورده برون
يا که بر لوح وطن خامه خونبار بهار
نقشي از خون دل رنج بر آورده برون

تصنیف زیبای لاله بهار را از اینجا دانلود کنید

2 نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 16:15  توسط بابک  | 

زنهار از این بیابان ...
قبل از اینکه مطلب خودم را آغاز کنم باید عرض کنم متاسفانه قسمت نظردهی وبلاگ چکاد حال یا عمدا یا سهوا غیر فعال شده عزیزان نقطه نظرات خودشان رو در وبلاگ شعر من با عنوان http://sigarekhamoosh.blogfa.com/ قرار بدهند از همه عزیزان ممنونم

 

پنج ماه است که قلب ها از ضربان ایستاده . سازها کوک نمی شوند . اساتید هنوز در شک انتخابات به سر می برند . دیگر نه صدای آوازی خوش می آید و نه صدای زخمه های تار. یاد آن روزها به خیر . یاد روزهای اجرای شجریان که ما سردست می شکستیم تا بتوانم یک ساعت و نیم اسطوره آواز ایران را ببنیم و با صدای او زندگی کنیم . پنج ماه است که ساز علیزاده کوک نیست صدای ساز کیهان کلهر خاموش است .
گروه شمس بعداز دو کنسرت زیبای عرفانی در کاخ سعد آباد ، حال اشعار مولانا را در گوش آمریکایی ها و کشورهای اروپایی زمزمه می کنند .
به قول مرحوم اخوان "من اینجا بس دلم تنگ است .. و هر سازی که می بینم بد آهنگ است"
اساتید بزرگ ما ره توشه را برداشته اند و قدم درراهی بی برگشت نهادند تا در آن سوی آب های خلیج پرافتخار فارس نوای ساز آنها به گوش جهانیان برسد و عاشقان در وطن از دیدار آنها محروم باشند.
علیزاده که ساز را کوک می کرد و پرده های نوا را می گرفت گویی روح از بدن جدا شده بود گویی هر زخمه ای بر تارش سیلی بود بر صورت ما تا از خوابی عمیق بیدار شویم . و امروز که این بزرگان هر کدام به گوشه ای کز کرده اند ما در میان موج های عظیم دریای بی پایانی اسیر هستیم و نمی دانیم این موج ها ما را به کدامین ساحل امن خواهد رساند که آیا این ساحل امن است؟
آری ! دیگر تگرگی نیست مرگی نیست و همان صدای سرما و دندان است .
تنها صدایی که به گوش می رسد اهانت و تهمت به بزرگان فرهنگ و هنر این مملکت است که هر کس به خودش اجازه بدهد که انواع تهمت ها را به استاد آواز ایران بزند .
به کسی که همواره صدای نازنینش را صرف شناساندن موسیقی ما به دنیا صرف کرده . استادی بزرگ که اگر او را از موسیقی ملی حذف کنیم مطمئنا یک  پای این هنر بزرگ و شناخته شده ایران خواهد لنگید . استاد شجریان شاید یکی از پایه های اصلی هنر موسیقی ایران به حساب می آید . هر چه این پایه محکم تر باشد ، هنر و فرهنگ ما با وقار تر از قبل خواهد بود .
سرمایه ملی ما فقط نفت و انرژی اتمی نیست کاش می فهمیدیم که باید به سرمایه های دیگری جز این مادیات فنا پذیر هم توجه داشت و با چند جمله این بزرگان را از خود نرانیم .
چه برسرما آمده ؟ که نباید در رسانه به اصطلاح ملی صدای استاد را نشنویم ؟ هیچ وقت به این فکر کرده ایم که چرا استاد آواز ایران باید چنین درخواستی از رئیس رسانه ملی داشته باشد ؟ یا فقط در این اندیشه بوده ایم که خوب چون ایشان این حرف را زده پس او وطن فروش است باید با او برخورد شود .
چگونه باید به استاد شجریان لقب وطن فروش را داد؟ زمانی که تمام موسیقی های بزرگ ملی ایران از حنجره ایشان خارج شده و به گوش مردم ما رسیده است . ایشان در هر مقطعی از وضعیت ایران  وجود خودشان را اعلام کرده اند مگر کم در ایران مصیبت داشته ایم بزرگترین آن زلزله هولناک " بم"  بود . شما چگونه این همه مردم عاشق را در 4 روز می توانستید برای کمک به مردم مصیبت زده بم وارد میدان کنید. ولی استاد شجریان این کار را کرد .
گوش ها یخ زده اند . گویی زمستانی زودرس در راه است . زمستانی که سلامت را نخواهند پاسخ گفت .  به هر طرف که نگاه می کنی جز نگاهی سرد و یخ زده نمی بینی .  با همه این احوال 4 ماه دیگر جشنواره موسیقی را که هر ساله کم رنگ تر از سال های قبل برگزار شده است در پیش رویمان داریم . این جشنواره مانند کویری شده که هر ساله خشک تر و بیابانی تر از سال قبل برگزار می شود . در سال 87 به غیر از چند گروه خوب موسیقی که تعدادشان از انگشت های دست راستمان فراتر نمی رود چیزی برای ارائه نداشت . یاد بیاوریم روزهای خوب جشنواره فجر در سال های نه چندان دور که گروه های باوقار موسیقی ملی ما در آن هنرنمایی کردند .
هم اکنون جشنواره موسیقی فجر جز یک اسم تشریفاتی چیز دیگری برای ارائه ندارد . هرچند که سال گذشته هم این جشنواره همینطور برگزار شد . حال امسال که هنوز فراخوانی از جشنواره برای گروه های موسیقی نیامده تا این گروه ها بدانند که چه باید بکنند.


پیشنهادی که می توانیم برای پیشکسوتان و اساتید موسیقی بدهیم این است که جشنواره ای را در هفته اول مهر ماه  مانند جشنواره "باربد " که در قدیم برگزار می شد به نام "پرویز مشکاتیان " برگزار کنند تا اولا نام این استاد بزرگ هر ساله مطرح باشد زیرا که می دانیم مردم ما بسیار فراموش کار هستند هر چند که نام این بزرگمرد موسیقی هیچ گاه از هنر ایران پاک نخواهد شد . اما وظیفه بزرگان است که نام بزرگان را استوار و پایدار نگهدارند . و دوم اینکه با این کار باعث می شویم جوانان موسیقی و کسانی که می خواهند تازه کسب نام کنند عرصه ای داشته باشند تا بتوانند خودشان را مطرح کنند. این جشنواره می تواند از چند بخش تکنوازی و گروه نوازی تشکیل شود و هیئتی ا از سوی "خانه موسیقی " برگزیده شود تا روی اجراها و گروه نوازی ها داوری کنند.
البته این کار فقط مختص به کشورما نیست در همه کشورها ما می بینیم که جشنواره ای را به نام یکی از هنرمندان بزرگ آن کشور نام گذاری کرده و در آن هفته خاص کارها به دید عموم گذاشته شده و داوری می شود .
امیدواریم که برای برگزاری چنین مراسمی "خانه موسیقی" به خصوص جناب "حمید رضا نوربخش" که مطمئنا استاد مشکاتیان حقی بزرگ برگردن ایشان دارند ، کوشش بسیار انجام داده و بتوانند موفق باشند .
زیرا که برای زنده نگه داشتن یک انسان بزرگ نباید سنگ قبر یا مقبره زیبا برای او ساخت . باید نام او را زمزمه کرد تا از یادها نرود .
 

 

2 نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 14:36  توسط بابک  |