تبليغاتX
چکاد
وقتی قلب موسیقی ایران از حرکت ایستاد

قبل از اینکه مطلب خودم را آغاز کنم باید عرض کنم متاسفانه قسمت نظردهی وبلاگ چکاد حال یا عمدا یا سهوا غیر فعال شده عزیزان نقطه نظرات خودشان رو در وبلاگ شعر من با عنوان http://sigarekhamoosh.blogfa.com/ قرار بدهند از همه عزیزان ممنونم


نام وبلاگم چکاد است . کسانی که قطعه چکاد استاد مشکاتیان را می شناسند و با آن زندگی کرده اند خوب درک می کنند که چرا نام این وبلاگ را چکاد گذاشته ام

این روز ها همه خبرها مهم است ولی خبر فاجعه ای بزرگ پشت اهالی موسیقی را شکست . و یتیم شدن موسیقی ایران زمین خبری مهمتر از همه خبرها شد . بله جامعه موسیقی ایران یتیم شد.
همه ما با صدای سنتور استاد مشکاتیان زندگی کرده ایم
با قطعه خزان استاد سماع کرده ایم
با قطعه بیداد استاد اشک ریخته ایم
و با قطعه چکاد استاد نقطعه اوج موسیقی ایرانی را دریافتیم

استاد پرویز مشکاتیان برای همه جوانان موسیقی ایران حکم پیر و مرشد را داشت و همواره مانند پدری مهربان بود امروز همه می گویند که استاد سنی نداشت و از دست رفت ولی من می خواهم بگویم : استاد دینش را به موسیقی ایران زمین ادا کرد و رفت . مشکاتیان کارش در این دنیا به پایان رسیده بود .
شاید امروز کسی که بیشتر از همه فقدان این بزرگمرد را احساس می کند ، بهداد بابایی باشد که او  را همیشه با سه تاری در دست کنار داییش در کنسرت های گروه عارف دیده ایم
مطمئنا کسانی بسیار حسرت فقدان استاد را می خورند که در سال های نه چندان دور با تشکیل گروه عارف در کنار هم زندگی کرده اند .


بهداد بابایی(راست) در کنار استاد پرویز مشکاتیان

مقدمه دود عود سوال و جواب ارکستر و سنتور اثر استاد پرویز مشکاتیان  برای دانلود


امروز باید به استاد شجریان تسلیت بگوییم شاید او از همه ما بهتر مشکاتیان را می شناخت این دو در کنار هم باوقار ترین و زیباترین قطعات موسیقی ایران را خلق کردند . امروز استاد حسین علیزاده و استاد محمد رضا لطفی غم بزرگی را احساس می کنند و ما هم در غم آنها شریک هستیم .
این اواخر کمتر اسمی از او برده شد نه اینکه اسمی نبود وقتی با بچه های موسیقی دور هم می نشستیم ساعتی نبود که حرفی از استاد مشکاتیان به میان نیاید . کسانی که می خواستند نوازندگی خود را به رخ بقیه بکشند همیشه شروع به نواختن قطعات مشکاتیان می کردند . باهم می گفتیم استاد کجاست ؟ چه می کند؟ خبری از استاد نیست . و امروز استاد خبر ساز ترین مرد موسیقی ایران زمین شد همان طور که وقتی خبر برگزاری کنسرت او اعلام می شد .
من به عنوان عضو کوچکی از جامعه موسیقی ایران فقدان "نیمای موسیقی ایران زمین" را اول به استاد عزیز و بزرگوارم "بهداد بابایی" خانواده ایشان و  بعد به استادان هوشنگ ابتهاج ، محمدرضا شجریان، محمد رضا لطفی و حسین علیزاده تسلیت می گویم

از چشم خلق مستور ....چون تکنواز سنتور

مراسم تشییع پیکر این هنرمند بزرگ روز پنجشنبه ۲ مهر ماه از مقابل تالار وحدت در ساعت ۱۰ صبح برگزار می گردد و احتمالا بعد از تشییع ایشان را به زادگاهش نیشابور خواهند برد تا خاک نیشابور از این که هنرمندی چون پرویز مشکاتیان را در خود جای داده به خود ببالد


فراخوان همکاری
گروه موسیقی آوای چکاد در نظر دارد به مناسبت در گذشت استاد مشکاتیان بزرگداشتی را برای ایشان با اجرای چند تصیف زیبا از ایشان برگزار کند از عزیزانی که می توانند با گروه آوای چکاد همکاری کنند لطفا با ایمیل  chakad_2008@yahoo.com (بابک طحان ) تماس حاصل فرمایند ..  


2 نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 12:1  توسط بابک  | 

کم رنگی موسیقی اعتراضی در دوران اعتراض
موسیقی اعتراضی در ایران زمین قدمتی  100 ساله پیدا کرده این موسیقی همواره در ایران به عنوان نماد یک مبارزه خاص در لحظه بحرانی کشورمان به کمک مبارزین آمد و باعث نمادین شدن مبارزات در دوران های مختلف شده بود این موسیقی از مشروطیت با وجود شاعران و ترانه سراهای آن دوران مانند میرزاده عشقی ، عارف قزوین و ملک الشعرای بهار قدرت بسیار گرفته بود و همواره موسیقی دانان و شاعران پا به پای مبارزان مشروطه خواه در میدان مبارزه برای مشروطه خواهی گام برمی داشتند . پس از دوران مشروطه و در دوره سلطنت محمد علی شاه قاجار و به علت خفقان بسیار زیادی که در کشور حاکم شد  موسیقی اعتراضی به انزوا رفت و تقریبا به فراوشی سپرده شد و جای خودش را به موسیقی های به اصطلاح مطربی و لب حوضی داد . موسیقی دانان برجسته کشور کمتر کار می کردند و شاعران در خفقان و فشار بسیار اشعارشان را می سرودند . در دوران پهلوی و به خصوص رضا شاه عرصه کار به خصوص برای شاعران قصیده سرا تنگ تر و تنگ تر شد تا جایی که ما متاسفانه اشعار و ترانه های اعتراضی از دوران رضاشاه پهلوی نداریم .
 در شهریور 20 به بعد که یک آزادی مختصری در جامعه پدید آمد ترانه سازی هم متحول شد و از مسائل سیاسی و اجتماعی عقب کشید ولی پس از سال 32 و کودتای 28 و سرخوردگی و افسردگی جامعه و به خصوص هنرمندان از آنچه که پیش آمده بود باز ترانه وارد میدان شد و با ترانه های نمادین به جنگ وضعیت موجود پرداخت و ازآن سال تا به حال در سال های پیش از انقلاب در کار بود وسبب تقویت مبارزین شد .
با پیدایش موسیقی پاپ در کشور در سال های 48 به بعد شاعرانی در ایران پدید آمدند که اشعارشان بسیار به مزاج دولت مردان وقت تند می آمد با پیدایش احزاب مختلفی که در کشور بوجود آمد مثل حزب چپ ، حزب توده ، و ملی گراها . موسیقی اعتراضی به چند بخش تقسیم شد و هر کدام از این احزاب دارای موسیقی خاص خود بودند و شعرا سعی می کردند با این موسیقی حرف دلشان را به رژیم وقت بزنند شعرایی که  در حال حاضر هم اشعارشان زمزمه نسل جوان ایران است . این شعرا قالبا مربوط به حزب خاصی نبودند و شاید بیشتر برای دل خودشان شعر گفتند ولی اشعار آنها اسطوره ای شد برای مبارزات احزاب . متاسفانه در این سال ها موسیقی اصیل کم رنگ تر از گذاشته به کار خود ادامه می داد تا قبل پیدایش گروه عارف به سرپرستی استاد حسین علیزاده و گروه شیدا به سرپرستی استاد محمد رضا لطفی موسیقی اصیل وجه ای بسیار سبک در ایران پیدا کرده بود خوانندگانی مانند "حسین خواجه امیری (ایرج) " و یا " اکبر گلپا" و "هایده " وقتی این فضا را برای کارهای سبک خودشان باز دیدند شروع به فعالیت کردند و صدای خودشان را در اختیار کارهایی لب حوضی و مطربی گذاشتند . اما با پیدایش و جدی شدن دو گروه عارف و شیدا و اجرای کنسرت هایی  در جشن هنر شیراز با صدای خوانندگانی چون " استاد محمدرضا شجریان " ، "شهرام ناظری " و پریسا این دو گروه شروع به ضبط آلبوم هایی با عنوان "چاووش" کردند . در سالهای 56 به بعد بود که گروه عارف با حضور اساتیدی چون حسین علیزاده ، پرویز مشکاتیان ، محمدرضا شجریان ، محمدرضا لطفی . در خفقان آن دوران و در زیر زمین کارها را تمرین و ضبط می کردند . به هر حال این فعالیت ها باعث بیشتر شدن مبارزات علیه رژیم حاکم شد و سرانجام در سال 57 به نتیجه رسید . از سال 58 به بعد متاسفانه شکاف عمیقی در موسیقی اصیل و خصوصا موسیقی اعتراضی افتاد البته کارهایی انجام شد که بیشتر به خاطر جنگ و دفاع مقدس بود و تقریبا حالت سرود داشت . در انتخابات اخیر و با مسائل و مشکلاتی که پس از آن به وجود آمد دوباره موسیقی اعتراضی در یاد هنرمندان و موسیقیدانان و شاعران زنده شد . یکسری از هنرمندان کارهای ارزشمندی را دادند ولی متاسفانه بیشتر اساتید دوران مبارزات شاهنشاهی بی طرف بودند و ما هیچ حرکتی از این عزیزان ندیدیم از کسانی که انتظار می رفت شروع به فعالیت کنند و صدای اعتراضشان را از این طریق به گوش هم وطنانشان برسانند . هنرمندانی که کارهای ارزشمندی خلق کرده بودند .
استاد شجریان که همواره در زمان های مختلف حضور خود را اعلام کرده بود این بار هم ساکت ننشست و با کارهای زیبایی این اعتراض را اعلام کرد . پیمان سلطانی که باید راجع به ایشان بگوییم که یکی از خلاقترین موسیقی دانان کشور هستند با خلق چند اثر زیبا همبستگی خود را با ملت ایران اعلام کردند ما متاسفیم از این که تعداد هنرمندانی که در این مدت کار ارائه کردند به تعداد انگشتان دست هم نمی رسد شاید این عزیزان بگویند که ما با سیاست میانه ای نداریم و برای ما مسائل مملکتمان مهم نیست ولی این اشتباه بزرگیست که ما فکر کنیم از بقیه جامعه به دور هستیم و باید سرمان به کار خودمان باشد . همین جوانانی که در این مدت متاسفانه ضربه های بسیاری خوردند ، کسانی هستند که وقتی شما کنسرتی دارید با اشتیاق برای دیدن و گوش کردن به کارهای شما آمده اند و حال تنها گذاشتن شما در این زمان بی انصافی بزرگیست از طرف شما ....

2 نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 11:41  توسط بابک  |