تبليغاتX
چکاد
پنهان چو دل
بشنو از نی چون حکایت می کند
                                                             وز جدایی ها شکایت می کند
کز نیستان تا مرا ببریده اند
                                                            در نفیرم مرد و زن نالیده اند

در چند سال اخیر گروه های زیاد در زمینه موسیقی سنتی و عرفانی ایران زمین فعالیت کردند ولی متاسفانه یا به دلیل مشکلات مالی یا اخلاقی بعد از یکی دو اجرا پاشیده شده اند و دوام نیاوردند در عین حال می بینیم که بعضی از گروه های موسیقی که به صورت خانوادگی کار کردند به طور مثال کامکارها ، عندلیبی ها و یا پورناظری ها توانستند بقا داشته باشند و در راه رسیدن به اهداف خود که یکی از آنها شناساندن موسیقی ایران زمین به آنطرف آبهاست موفق باشند حال چرا نوازندگان ایرانی نمی توانند با هم کار کنند و هر کدام فکر می کنند که از دیگری برتری دارند بماند که ما اینجا مسائل مهمتری را می خواهیم بازگو کنیم
یکی از نوازندگانی که این چند ساله خیلی خوب توانسته با گروه شمس خودش مطرح کند تهمورث پورناظری است نوازنده ای بسیار توانا در سازهای تار سه تار و تنبور تهمورث پورناظری در این اواخر توانست با ساخت قطعات زیبای موسیقایی چه عرفانی و چه سنتی گروه شمس را بیشتر احیا کند هر چند که این گروه در ده ۶۰ و ۷۰ که با شهرام ناظری بیشتر کار می کرد خیلی موفق بود ولی در این اواخر هنوز خواننده ای در خور گروه شمس و در خور کیخسرو پوناظری نیافته ایم که جواب زیبایی قطعات این گروه را بدهد. چند کار ماندگار گروه شمس را می توانیم به این صورت نام ببریم صدای سخن عشق(شهرام ناظری) حیرانی (شهرام ناظری ) مطرب مهتاب رو(شهرام ناظری) پنهان چو دل (ارکستر فلارمونیک ارمنستان و حمید رضا نوربخش ) و اجرای کنسرت هایی که در سال ۸۶ و ۸۷ در کاخ سعد آباد گذاشته شد می توانیم به جرات بگوییم از کارهایی بود ماندگار شد. مصاحبه ای که پیش رو دارید گپ و گفتی کوتاه چکاد است با تهمورث پورناظری قبل از این که بخوانید مطلبی را باید متذکر شوم این گفتگو تنها برای وبلاگ چکاد تنظیم شده و به علت اینکه خود جناب تهمورث این متن را بازخوانی نکرده اند هر گونه استفاده از آن در سایت ها یا مجلات پیگرد قانونی خواهد داشت :

 

در ابتدا لطفا در مورد کنسرت اخیر گروه شمس به مناسبت سال مولانا صحبت کنید

برنامه دقیقا اولین برنامه ای بود که بعد از 9 ماه از سال مولانا گذشته در فضای باز کاخ سعدآباد به روی صحنه رفت که غیر از این برنامه که در سطح وسیعی با همکاری خانه موسیقی  اجرا شد و غیر از اجرای گروه شمس متاسفانه اجرای دیگری برای پاسداشت مولانا در ایران انجام نشد به جز چند سمینار کوچک . اولین بار بود ما موسیقی ایرانی را با رقص سماعی که در بارگاه مولانا انجام می شود ادغام کردیم ، از نوازنده گان برجسته ساز نی در قونیه بود گرچه موسیقی که هم اکنون در قونیه انجام می شود ریشه ایرانی دارد و می توانیم بگوییم برگرفته از سبک موسیقی عبدالقادرمراغه ای است نی ساز اصلی موسیقی سماع می باشد  و تنبوری که در این موسیقی به کار می گیرند این تنبوری نیست که ما در سازبندی موسیقی ایرانی استفاده می کنیم یک موسیقی بسیار آرام با ریتم کند و استفاده از سازهای کوبه ای مثل دف و دمام

 در مورد سازهای کوبه ای که در اجرا به کار گرفته بودید که نقش بسیار مهمی در اجرای شما داشت صحبت کنید

سازهای کوبه ای ما به دوبخش تقسیم می شد یک بخش سازهای کوبه ای ایرانی و بخش دیگرسازهای کوبه ای غیر ایرانی . بخش ایرانی سازها مثل دف و تمبک دمام و کوزه ودر بخش غیر ایرانی ما از یک جازیست فرانسوی دعوت کردیم و ایشان به گروه شمس آمدند در مورد سازهای کوبه ای غیر ایرانی ما از سازهای ابتدایی آفریقا استفاده کردیم و می توانیم بگوییم که در این اجرا ما تلفیقی داشتیم از ساز های کوبه ای ایرانی و آفریقایی یکی دیگر از سازهایی که من و سهراب روی آن کار کرده بودیم به اسم کوبان.

 لطفا در مورد تاثیر ساز بندی در اجرا بر مخاطب صحبت کنید

فکر می کنم در درجه اول این احساس نوازنده است که بر روی ساز پیاده می شود و ساز در درجه دوم اهمیت قرار دارد. وموسیقی براساس احساس نوازنده به پیش می رود و این احساس به مخاطب منتقل می شود ما در این اجرا سعی کردیم تا یک روایت را دنبال کنیم اگر در اجرا توجه کرده باشید تمام سعی ما بر این بود تا روایتی از زندگی مولانا و اشعار او دنبال شود

 در مورد استفاده از دستگاه نوا در قسمت دوم و تفاوت خیلی زیاد اجرای قسمت دوم و قسمت اول کنسرت توضیح بدهید

ما در قسمت اول کنسرت همنوازی تنبور داشتیم بر اساس اشعار مولانا که در همان ابتدای اجرا با شعر معروف مولانا "بشنو از نی چون حکایت می کند" آغاز شد و در قسمت دوم اجرا دستگاه نوا را انتخاب کرده بودیم متاسفانه هم اکنون در ایران تمام اجراهایی که به روی صحنه می رود فقط برای رفع تکلیف است و فقط می خواهند چند قطعه را زده باشند و به گوش مخاطب برسانند که خیلی از آنها بی محتواست و یک فکر متحد پشت این اجراها نیست.

 لطفا در مورد تلفیق در موسیقی ایرانی توضیح بدهیداصلا شما با تلفیق دو موسیقی ایرانی و غربی موافق هستید؟

متاسفانه تلفیق در ایران خیلی بد معنا شده . تلفیق موسیقی در ایران یعنی در هم آمیختن موسیقی ایرانی و پاپ که چنین چیزی کاملا اشتباه است و نمی توانیم معنای تلفیق را روی آن بگذاریم به طور مثال 40 سال پیش در ایران تنبک هم در اکستر گلها وارد شد پس به این هم می توانیم بگوییم تلفیق چون ویولون یک ساز غربی است و در هم آمختن آن با ساز تنبک را باید تلفیق نامید به نظر کلا استفاده از واژه تلفیق اشتباه است می توانیم به جای موسیقی تلفیقی بگوییم موسیقی پاپ به سبک ایرانی . هسته اصلی گروه شمس بر این پایه استوار نشده که حتما باید موسیقی ایرانی نواخته شود و ساخته شود. مثلا در گروه سعی کردیم ساز کوبه ای معنا پیدا کند ولی مهم نیست که چه سازی برای کوبه ای استفاده می شود فقط باید با نواهای موسیقی که برای گروه شمس ساخته می شود سنخیت داشته باشد.

 شما چه تلاشی درشناساندن موسیقی ملی ما به دنیا کرده اید؟

موسیقی به نظر من مرزی ندارد که بخواهیم بگوییم موسیقی ما این چهارچوب را دارد و باید در این چهارچوب نواخته شود به نظرمن ما دو ایران داریم یکی ایرانی که در نقشه سیاسی است و حد مرزی دارد ولی وقتی به ایران فرهنگی نگاه می کنیم گستره ای بسیار بزرگ دارد به طور مثال اگر یک موزیسین تاجیک در گروه ما ساز بزند آیا موسیقی ما تبدیل به موسیقی تاجیکستان می شود؟به همین علت تا امروز ما از یک ساز آفریقایی استفاده کردیم ممکن است در کنسرت های بعدی از سازهای دیگر نقاط جهان استفاده کنیم .

 شما آلبومی به بازار ارائه دادید با نام پنهان چودل که از ارکستر فلارمونیک استفاده کرده بودید و فکر می کنم برای اولین بار بود که در گروه شمس چنین اتفاقی افتاده است لطفا در مورد این آلبوم توضیح بدهید؟

هم اکنون گروه شمس اینطور نیست که فقط متمرکز به موسیقی تنبور و موسیقی ایرانی باشد ما عقیده داریم که باید موسیقی ایرانی گسترش داشته باشد و در چهارچوب ردیف موسیقی حرکت نکند کارهای نو و مردم پسند ولی با وقار و فاخر به بازار ارائه داده شود. حالا درست و غلط این کار با مردم است ممکن است مردم عوام از این کار راضی نبوده اند ولی باید کار کرد باید برای موسیقی ایرانی کار کرد من به شخصه اعتقاد دارم که باید پا را فراتر گذاشت هیچ اتفاقی نخواهد افتاد اگر موسیقی را از پیله ای که دورش تنیده شده رها کنیم

 لطفا در مورد استفاده صدای آقای نوربخش در آلبوم پنهان چو دل صحبت کنید چرا آقای نوربخش؟

در درجه اول این رابطه با آقای نوربخش یک رابطه کاملا احساسی بود به خاطر نزدیک بودن احساس ساز ما به صدای آقای نوربخش در درجه دوم هنر و صدای پر حجم جناب نوربخش خیلی در این کار تاثیر داشت . هم اکنون هم کاری با آقای نوربخش داریم با ساز تنبور که در آینده ای نزدیک به بازار خواهد آمد شاید شکل صدای آقای نوربخش با ساز تنبور برای همه نا آشنا به نظر بیاید ولی ما این کار را کرده و از صدای آقای نوربخش با ساز تنبور جواب خوبی گرفته ایم .

 به اعتقاد من رنگ بعضی از صداها به خاطر عرفانی که در آن نهفته است با سازی مثل تنبور خیلی هم خوانی دارد مثل صدای شهرام ناظری آیا شما می توانید همان عرفان را در صدای آقای نوربخش پیدا کنید؟

چون حال و هوای صدای شهرام ناظری با فرهنگ موسیقی عرفانی خیلی نزدیک است ولی باید گوش شنونده را عادت داد به اینکه حتما نباید کنار صدای تنبور، صدای شهرام ناظری باشد به طور مثال در تصنیف مستان سلامت می کنند که با صدای آقای نوربخش خوانده شده شما منتظر ساز تنبور هستید به خاطر وجود عرفانی که در این کار هست. به اضافه اینکه برای اولین دو ساز ویولن آلتو و تنبور در کنار هم استفاده شده است. در این کار به نظر من صدای آقای نوربخش با ساز تنبور بسیار موفق بوده. واین چیزیست که خیلی به آن امید دارم برای اینکه  خود ایشان با یک فضا و یک فرهنگ متفاوت از آن چیزی که قبلا کار کرده آمده

 بیشتر علاقمندان به موسیقی ایرانی همواره استاد شهرام ناظری را در کنار گروه شمس دیده اند و شاید به جرات بتوانیم بگوییم کارهای ماندگارجناب ناظری با گروه شمس بوده مثل مطرب مهتاب رو ، صدای سخن عشق ، حیرانی و .... ولی در این چند سال این مسئله بسیار کم رنگ است و ما چند کار از آقای ناظری و گروه کامکارها دیدیم که مانند کارهای پورناظری ها یا همان گروه شمس موفق نبود دلیل این جدایی چیست؟

مطلب اینجاست که فضاهای موسیقی های ما از هم جدا شده در واقع سلیقه آقای ناظری چیزی دیگیریست چون ایشان در مسیری هستند که جدا از مسیر گروه شمس است و کاری که ما در حال انجام آن هستیم دیگر مطرب مهتاب رو نیست یا صدای سخن عشق نیست وراهی که ما و شهرام ناظری می رویم هم اکنون خیلی بهم نزدیک نیست و دلیل دوم این است که گروه شمس تقریبا ده سال است که با فضایی کار می کند که هم خواننده و هم نوازندگان به اسم گروه شمس روی صحنه می روند و ما به این مطلب کاملا تاکید داریم و حرکتی که ما الان روی آن تاکید می کنیم و شاید در 2 یا 3 سال آینده جواب بدهد این است که همانطور که یک ارکستر از چندین ساز مختلف تشکیل شده پس می تواند از چند خواننده هم متشکل شود این کاریست که در موسیقی ایرانی بسیار کم اتفاق افتاده . مثلا در گذشته کار آقای خالقی به همراهی یک خواننده مرد و یک زن اجرا می شده که هم اکنون این فرهنگ از بین رفته است. متاسفانه در ایران همیشه خواننده ها نقش خواننده بازی کردند و هیچ وقت نقش موسیقایی نداشته اند و ما در این حرکت سرمایه گذاری می کنیم که خواننده نقش موسیقایی بازی کند

 جناب پورناظری می خواستیم کمی در مورد اولین کار شما با آقای فرشاد جمالی بپردازیم صدای ایشان خیلی به آقای شهرام ناظری شبیه است به طوری که در بعضی موارد واقعا تشخیص این دو صدا برای شنونده مشکل می شود آیا استفاده از آقای جمالی به خاطر نزدیکی صدای ایشان به صدای آقای ناظری نبود البته من این مطلب را به خاطر این عرض نکردم که به خاطر نزدیکی این دو صدا آلبوم را به فروش برسانید به این دلیل که ساختار این آلبوم طوری بود که به صدای آقای ناظری خیلی نزدیک بود شما از صدایی نزدیک به صدای آقای ناظری استفاده کردید؟

وقتی که می گویند یه نفر بهترین بوده دلیل بر این نیست که همه بخواهند از او تقلید کنند آقای فرشاد جمالی یکی از جوانان جویای نام در موسیقی ایرانی است و هیچ نسبتی هم با شهرام ناظری ندارد و من به وجود او در کارهای گروه شمس بسیار اعتقاد دارم

 آیا می توانیم در موسیقی سنتی یا موسیقی عرفانی کاری بکنیم که خلاء خواننده احساس نشود یعنی من که به کنسرت شما می آیم منتظر خواننده ای نباشم و خلاء خواننده دراجرای شما احساس نشود ؟

فرق موسیقی غربی با موسیقی ایرانی در این است که غربی ها به دنبال موسیقی بی کلام هستند و ما ایرانی ها به دنبال کلام می گردیم و این خلاء همواره احساس خواهد شد اگر کاری بدون وجود خواننده به روی صحنه برود حتما برای شنوندگان خسته کننده خواهد بود مثلا تهیه کننده وقتی به دنبال خرید آلبوم می آید اولین سوالش این است که خواننده این کار کیست یا اینکه این مقدمه اول چقدر طولانی است و چرا به شعر نمی رسد در کار مهتاب رو خود تهیه کننده  پنج دقیقه از مقدمه کار را سر خود بریده تا به تصنیف اول کار برسد .این ذهنیت جامعه و بازار است که کی خواننده می خواند یا خواننده کیست . ولی برای این کار باید بودجه صرف کرد تا بتوانیم ذهنیت جامعه را عوض کنیم تا جامعه به موسیقی هم اهمیت بدهد و به دنبال کلام نباشد .ما هم برای افراد عام موسیقی را تولید می کنیم چون افرادی که به صورت تخصصی به موسیقی نگاه می کنند جمعیتی اندک هستند . متاسفانه ما در جامعه فاقد فرهنگ موسیقی نداریم به نظر من الان فرهنگ جامعه 80 درصد بحث در مورد فعلا تیم فوتبال است و بقیه هم گرفتاری های روزمره زندگی و کمتر به موسیقی پرداخته می شود متاسفانه حتی ما در جامعه از فقدان شعر هم رنج می بریم یکی از مشکلات بزرگ موسیقی ما این است که اساتید بزرگ ما در انزوا هستند و دیده نمی شوند و همین باعث می شود که مردم کمتر موسیقی ایرانی را بشناسند آقای علیزاده آقای شجریان چند بار در تلویزیون دیده شده اند و با مردم رودرو صحبت کرده اند؟

 همواره در کارهای شما می بینم که از اشعار مولانا استفاده شده آیا به این دلیل نیست که آهنگسازی روی اشعار مولانا به خاطر وزن و ریتم شعر راحت تر است ؟

معمولا اشعار حافظ و سعدی یا عطار به خاطر وزن سنگین اشعار بیشتر در آوازها استفاده می شود و کمتر می بینیم تصنیفی روی آنها ساخته شده باشد ولی تفکر موسیقی ایرانی عموما شعر مولانا را خیلی نزدیک به موسیقی ما می داند

 (چکاد:البته این صحبت آقای پورناظری را من اصلا قبول ندارم مگر آقای مشکاتیان یا جناب مجید درخشانی و آقای علیزاده روی اشعار حافظ تصنیف نساخته اند پس می توانیم بگوییم بستگی به خود آهنگساز و مهارت او دارد.)

 

به نظر شما ساز تنبور را چطور می شود بیشتربه جامعه جهانی شناساند شاید در غرب ساز تار ایرانی را خوب بشناسند ولی ساز تنبور به دلیل اینکه ساز نواحی کشور ماست کمتر شناخته شده ؟

باید سرمایه گذاری کرد باید کار کرد متاسفانه موسیقی ما بیشتر شده حرف زدن تا عمل کردن اساتید کنار هم می نشینند و حرف می زنند ولی به نظر من موسیقیدان نباید حرف بزند باید حرفش را با سازش به گوش شنونده برساند گروه شمس رسالت خودش را برای شناساندن نه فقط ساز تنبور بلکه موسیقی ایرانی به جهان انجام می دهد در کنسرت های مختلفی که در امریکا و کانادا گذاشته ایم بیشتر از این ساز استفاده کردیم تا غربی ها غنی بودن و با وقار بودن موسیقی مارا درک کنند . 

 سال 86 در ایران سال کنسرتهای موسیقدانان بزرگ بود لطفا در مورد این کنسرت ها صحبت کنید؟

به نظر من در سال پیش واقعا جشن موسیقی ایرانی بود کسنرت های مختلف از کنسرت آقای لطفی بگیرید تا گروه شمس و گروه عارف امیدواریم امسال هم با حمایت عزیزان خانه موسیقی بتوانیم این حرکت بزرگ سال 86 را دوباره امسال تکرار کنیم

 شما در فیلم برداری کنسرت گروه شمس از آقای محمدرضا هنرمند استفاده کردید قرار نیست این کار را به صورت تصویری به بازار عرضه کنید؟

حتما، یکی از برنامه های مهم ما در سال 87 این مطلب است که کنسرت سال 86 گروه شمس را به صورت تصویری تقدیم به علاقه مندان موسیقی عرفانی نماییم

 (چکاد: این مطلب رو آقای پوناظری گفتند ولی هنوز از فیلم کنسرت سال 86 خبری نیست این همه از جمله وعده هایی است که این عزیزان فقط روی هوا به طرفداران خود می دهند)

 نظرشما در مورد سالن وزارت کشور چیست فکر می کنم حداقل روزی 5 کنسرت در آنجا اجرا می شود؟

به نظر من سیستم صدابرداری در سالن وزارت کشور مختص سخنرانی ها و کنفرانس هاست و این سالن بهترین جا است برای نابود کردن یک کنسرت موسیقی به نظر من اجرای کنسرت در آنجا باید ممنوع شود.

 نظرتان در مورد نقد موسیقی چیست؟

متاسفانه هم اکنون در موسیقی ایرانی نقد کردن را به طور اشتباه بد بیراه گفتن معنا کرده اند یک نقاد به خاطر این که می خواهد خودش را مطرح کند کلی بدبیراه به آقای شجریان می گوید ولی این عزیزان به این فکر نمی کنند وقتی قرار است کنسرتی برگزار شود چه مرارت و مشقاتی را باید تحمل کرد شب نخوابیدن ها و تمرین کردن با گروه سرو کله زدن با حمایت کنندگان کنسرت و غیره و عزیزان نقد کننده خیلی راحت روی همه این ها ماله می کشند و فقط برای مطرح شدن خودشان مضخرفات را به هم می بافند . خدارو شکر کنسرت ما نقدی خاصی نداشته و اگر نقدی داشت همه آنها به صورت منطقی بود . متاسفانه ما خبرنگار تخصصی موسیقی هم نداریم و این باعث می شود خبر ها به صورت اشتباه در جراید و خبرگزاری ها درج شود و اساتید را به جان هم بیاندازد .داستان در خبرنگاری ایران خیلی بهم ریخته است متاسفانه ادبیات انسانی در خبرهای و نقد ها رعایت نمی شود .

 شما تنها گروه هستید که قبل از کنسرت تبلیغات گسترده ای در شهر انجام می دهید مثلا در کنسرت اخیریا کنسرت قبلی که با ارکستر فلارمونیک بود تبلیغات چقدر در کار شما تاثیر داشته ؟

5 کنسرت بزرگ در تهران همزمان با کنسرت گروه شمس برگزار شد چه اشکالی دارد که در یک هفته تمام خیابان های تهران پر از تبلیغ کنسرت موسیقی باشد چطور نمایش فیلم ها در تهران تبلیغ می شود ولی تبلیغات اجرای موسیقی خیلی کم رنگ است و تقریبا فقط گروه شمس این تبلیغات را انجام داده البته به این معنا نیست که تبلیغات در جذب بیننده کمک می کند شاید ده درصد به این خاطر که گروه های بزرگ چه تبلیغات انجام بدهند چه ندهند علاقه مندان به کنسرت حتما خواهند آمد ولی این تبلیغات باعث می شود که چهره شهر در چند روز و چند شب چهره موسیقایی به خود بگیرد مثلا در کنسرت ما یه سری از مردم برای اولین بار به کنسرت آمده بودند.

 شما چند ساز را به صورت تخصصی می زنید ولی گرایشاتان بیشتر به کدام ساز است؟

معمولا در تنهایی های خودم و خلوت خودم  سه تار دست می گیرم البته این را بدانید که ساز خانوادگی ما ساز تار است یعنی تنبور ساز دوم پدر من کیخسرو بوده ولی اینقدر عاشق این ساز شد و ادامه داد و این را هم بگویم که یکی از سخت ترین آهنگسازی ها در موسیقی سنتی آهنگسازی با ساز تنبور است چون بسیار حساس است چون اگر تکنیک را در آهنگسازی با تنبور رعایت نکنید مطمئنا کار خراب خواهد شد شاید همه اساتید تنبور تعداد آهنگها و تصنیفهایشان باساز تنبور به تعداد انگشتان دست نباشد

 فضای کنسرت امسال شما چگونه است آیا باید به فضای کنسرت پارسال شما برویم یانه ؟

شاید حدود سی درصد فضای این کنسرت با کنسرت سال 86 گروه شمس هم خوانی داشته باشد ولی کلا به دنبایل یک نوآوری در کنسرت امسال هستیم

 (چکاد: خیلی جالب است که فضای کنسرت سال 87 گروه شمس را مسئولانی که هیچ درکی از رقص سماع و موسیقی عرفانی ندارند کاملا عوض کردند و گروه سماع گر قونیه فقط نظاره گر کنسرت بودندواقعا باید تاسف خورد)

 الان کاری در دست ضبط دارید ؟

بله .هم اکنون کاری را با آهنگسازی خودم و خوانندگی آقای جمالی داریم به اضافه سی دی تصویری کنسرت سال 86 گروه شمس

 و درآخر صحبتی اگر دارید بفرمایید ؟

نه ممنونم حرفی نیست فقط به امید روزی که موسیقی ما بیشتر مورد عنایت قرار بگیرد و بیشتر به آن بها داده شود .

 

2 نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 12:7  توسط بابک  |