تبليغاتX
چکاد
اندر احوال شوالیه موسیقی ایران
قبل از نوشتن این مطلب باید چند موضوع را خدمت عزیزان دلم متذکر شوم اول اینکه لطف عزیزان به چکاد خیلی کم شده و کمتر دوستان قدیمی را در چکاد می بینم چکاد برای همه عزیزان اهل دل است و من فقط وظیفه دارم که چکاد را سرپا نگه دارم البته  این را به حساب کم لطفی های خودم نسبت به عزیزان می گذارم و دوم اینکه عزیزان لطف می کنند و طلب تبادل لینک می کنند متاسفانه به علت مسائلی که به خاطر تبادل لینک برایم پیشامد کرده از این کار معذورم امیدوارم کسی از من حقیر دلگیر نباشد.


در چند روز اخیر اخباری را در مورد شهرام ناظری می شنویم که مهم ترین آن گرفتن نشان شوالیه ایشان به مناسبت سال مولانا به همین مناسبت مطلب امروز چکاد را به استاد عزیز شهرام ناظری تقدیم می کنم .
در مورد زندگی نامه پر بار ایشان باید بگویم :
ایشان در سال ۱۳۲۸ در کرمانشاه نزد خانواده اهل موسیقی متولد شدند صدای خوش را از پدر به ارث برد پدرش که صدای بسیار خوش داشت و از سبک قدما و خوانندگان دیار کرمانشاه به خصوص شادروان شیخ داوودی بهره گرفته بود فرزندش را تحت تعلیم خود قرار داد .
باید بگویم قطب این خانواده مرحوم حاجی خان ناظری بوده که اکثر موسیقی دانان کرمانشاه را با خط نت و موسیقی اصیل ایرانی آشنا کرده و خود از محضر بزرگانی چون درویش خان و کلنل وزیری بهره گرفته بود پدر شهرام ناظری به غیر از آواز با ساز سه تار هم آشنایی داشت و استاد ناظری در چنین محیطی پرورش یافت .


ایشان در سن ۹ سالگی در رادیو کرمانشاه اولین برنامه خود را با ساز مرحوم درویشی از نوازندگان بزرگ کرمانشاه اجرا نمود
شهرام ناظری در سال ۱۳۴۹ به تهران می آید و از آنجا که همیشه در پی این بوده است که از محضراساتید به نام بهره بگیرد نزد مرحوم استاد عبدالله خان دوامی نور علی خان برومند و عبدالعلی وزیر و محمود کریمی و استاد محمد رضا شجریان آواز را دنبال کرد .
استاد ناظری ضمن بهر گیری از این اساتید ساز سه تار را نزد اساتیدی چون مرحوم احمد عبادی - مرحوم محمود تاجبخش - و جناب جلال ذوالفنون و وحمود هاشمی فرامی گیرد .
شهرام ناظری مدت یک سال در تبریز از نوای ساز و مکاتب اساتید آن دیار همچون بیگچه خانی و محمود فرنام که از شاگردان مرحوم اقبال آذر بودند بهره گرفت . در سال ۵۴ بنا به پیشنهاد نورعلی خان برومند به استخدام رادیو در آمدو اولین همکاری خود را با گروه شیدا به سرپرستی محمد رضا لطفی با ترانه ای از مولانا و اشعار شیخ بهایی اجرا می نماید پس از آن با گروه عارف به سرپرستی حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان کار خودرا ادامه می دهد در سال ۱۳۶۰ آلبوم شعروعرفان را در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی با همکاری گروه مولانا به سرپرستی محمد جلیل عندلیبی به گوش دوستداران خود ارائه داد همکاری شهرام ناظری و عندلیبی با اجرای آلبوم بی قرار ادامه داد در سال ۱۳۶۴ همکاری وی با جلال ذوالفنون آغاز شد و نخستین کار این دو آتش درنیستان بود و بعد از آن گل صدبرگ .
پس از آن شهرام ناظری با استاد عزیز فرامرز پایور آغاز همکاری کرد که دو آلبوم دل شیدا (اصفهان ) و کنسرت اساتید(ابوعطا) را به بازار موسیقی سنتی عرضه کرد .
همکاری او با جناب کیخسرو پورناظری در همین سالها بود که آلبوم حیرانی را با همنوازی تنبور (گروه شمس ) به بازار موسیقی عرفانی عرضه کرد .
حضور او در جشنواره موسیقی فحر سال ۱۳۸۰ نقطه اوج شهرام ناظری به همراه پسرش حافظ بود که یکی از مهمترین وقایع در دوران جشنواره بود که شهرام ناظری نفر اول جشنواره شد .
اخیرا کنسرت های متعددی را ایشان با گروه دستان اجرا کرده اند سفر به دیگر سو.... لولیان ......و ...

این مختصری بود از زندگی پربار موسیقی دان بزرگ زمان مااستاد شهرام ناظری

درود بر شهرام ناظری شوالیه موسیقی ایران و به قول غربیها پاواروتی موسیقی ایران
امیدوارم همواره ایشان برفراز چکاد موسیقی سنتی ایران زمین گام بردارند

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 18:46  توسط بابک  | 

نوازنده ای از جنس دوره گرد
سلام!

دیروز پنجشنبه بود و طبق عادت هر هفته با بچه های گروه میدان رسالت قرارداشتیم که برای تمرین گروه به خانه یکی از دوستان برویم . طبق معمول هم من از همه دیر تر راه افتادم و محل قرار همیشگی رسیدم جالب بود که برای اولین بار اولین نفری بودم که به محل قرار رسیده بودم با سیگاری بر لب منتظر بچه ها ایستاده بودم کنار خیابان صدای گارمان یک نوازنده دوره گرد توجهم را جلب کرد واقعا زیبا می نواخت شاید این نوازندگان دوره گرد را شما زیاد دیده باشید که در کوچه و خیابان می چرخند و معمولا تصنیف هایی مثل الهه ناز و سلطان قلبها که به گوش همه ما آشناست را می نوازند.
ولی این نوازنده روی ردیف موسیقی اجرا می کرد . من که مجذو نوازندگی این پسر جوان شدم اصلا یادم رفت که اینجا قرار داشتم و دنبال این پسر راه افتادم و گوش می دادم شروع کرد به زدن تصنیف دل شیدا در مایه اصفهان اثر استاد پایور باور کنید کسانی که اهل موسیقی هستند اگر آنجا بودند مانند من اشک در چشمانشان جمع می شد خلاصه گوش می دادم و به دنبال پسر می رفتم تا نزدیکی های هفت حوض نارمک پشت سر این پسر بودم یک پسر فکر می کنم ۲۰ ساله که با یک بچه ۱۳ ساله دوره گردی میکردند و ساز می زدند .
نزدیکی های میدان هفت حوض رفتم جلو و بعد از سلام و احوالپرسی از ایشان پرس و جو کردم اسمش علی بود و حدود ۴ سال بود که دوره گردی می کرد ولی بیشتر در تجریش و برای مدتی بود که به خاطر راه طولانی میدان تجریش به هفت حوض نارمک می آمد .
پرسیدم : علی تو به موسیقی ایرانی علاقه داری؟
گفت : بله  پدرم در زمان شاه در چند کافه نوازنده ویولون بود و من هم از پدرم نوازندگی ویولن را یاد گرفتم و نواختن آکاردئون را خودم تمرین کردم
گفتم علی جان این تصنیفی که می زدی رو می شناسی
جواب داد : بله این تصنیف از استاد پایور در آلبوم دل شیداست
خیلی مجذوب این پسر شدم مشخص بود در مورد موسیقی ایرانی اطلاعاتی دارد
تصنیفی که خودم هیچ وقت با ساز نواختم و فقط گوش داده بودم
گفتم بچه کجایی
گفت بچه شهر ری روز ها با مترو میایم اینجا و ساز می زنیم
پرسیدم کارت رو دوست داری؟
جواب داد بله من عاشق ساز زدن هستم حتی اگر دوره گردی باشه
چقدر درآمد داری علی جان؟
جواب داد : در آمد نوزاندگی دوره گرد بالا و پائین زیاد داره شب عید بیشتر و روزهای عادی کمتر
من باید خرج ۲ برادر دیگرم رو که درس می خونن هم بدم

تازه حسابی گرم صحبت بودیم که این موبایل لعنتی که بیشتر اوقات جز مزاحمت برای انسانها هیچ ویژگی نداره زنگ خورد و بچه با گله و شکایت که تو کجایی همیشه دیر سر قرار می رسی شروع به بدبیراه گفتم کردن

کاش می شد بیشتر به این عزیزان دوره گرد توجه کنیم اینها موسیقی را سینه به سینه یاد گرفته اند استادی نداشتند و شاگردی هم ندارند
خوشا به حالشان

2 نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 16:22  توسط بابک  |