تبليغاتX
چکاد
اشعاری از مقدس فانی

 

دم بود نایی و من دردم دم هستم نی

بند بندم همگی پر بود از نغمه ی وی

هر دم از دم بزند اتشم اندر رگ و پی

عشق دم گاه به رومم کشد و گاه به ری

(( گاه اندر عرب اندازد و گاهی عجمم))

یا رب این نای و نی ما و من دمدمه چیست؟

دم به دم می دمد و صاحب دم پیدا نیست

پر صدا کرده جهان را ز منم این من کیست؟

منم این صاحب دم یا من او هر دو یکیست

(( او منم یا منم او یا بود از او منم))

منم ان ذات که در عین صفات امده ام

از حضور شه شیرین حرکات امده ام

خضر راه حقم و از ظلمات امده ام

گمراهان را هله از بهر نجات امده ام

(( ای بسا مرده که یک دم شود احیا ز دمم))

من که از باده خم هو هو مخمورم

نیست جز دردی کشی چیز دگر منظورم

من ز هفتاد و دو ملت ز حقیقت دورم

بر سر دار انا الحق زنم و منصورم

(( خصم اگر سنگ ببارد به سرم نیست غمم))

 

 

2 نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 17:21  توسط بابک  | 

اجرای گروه چکاد در دانشگاه مدیریت به مناسبت سالگرد افتتاح پرشین بلاگ

نی و دف : امین هنر جو
سه تار : بابک طحان

2 نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 22:40  توسط بابک  |