تبليغاتX
چکاد
یاعلی بگوییم برای سال جدید

به جمشید بر گوهر افشاندند
مرآن روز را روز نو خواندند
به نوروز نو شاه گیتی فروز
برآن تخت نشست شاه گیتی فروز
چنین جشن فرخ از آن روزگار
بمانده از آن خسروان یادگار

عزیزان تقریبا روزهای آخر سال ۸۵ را سپری می کنیم آماده می شویم تا سال جدید را آغاز کنیم دوست دارم یک درد دل خودمونی باهم بکنیم یه دعایی برای همدیگر تا سال آینده رو به خوبی آغاز کنیم .
متاسفانه سال ۸۵ ، سال خوبی برای هنر ما نبود
در سال ۸۵ خیلی از عزیزان هنرمند را از دست دادیم که با مرگ واقعا جانسوز رسول ملاقلی پور خاتمه یافت که هنوز هم من نمی تونم باور کنم که ملاقلی رفته .
داستان از اواخر سال ۸۴ با رفتن استاد بی بدیل ویولن استاد علی تجویدی آغاز شد. تقریبا همین روزها بود که داغدار این بزرگمرد موسیقی ایران زمین شدیم
گویی با مرگ تجویدی بوی مرگ در سال ۸۵ برای هنرمندان ما می آمد .
به هر حال سال ۸۵ را با فقدان این هنرمند آغاز کردیم تا رسیدیم به روزهای (فکر می کنم ) پاییز بود که خبر مریض بودن بابک بیات نگرانمان کرد و تقریبا ۱۰ روز بعد برای بابک بیات هم لباس سیاه پوشیدیم .
بابک بیات در کشور خودش غریب مرد (بماند .............)

هنوز داغدار استاد بیات بودیم که شنیدیم ناصر عبداللهی عزیز در بیمارستان بندرعباس بستری ست و در انتظار فرشته مرگ .........او هم بعد از تقریبا ۱ ماه که در کما به سر می برد از بین ما رفت و مارا با کارهای زیبایش تنها گذاشت .
بعد از او نوبت رسید به استاد بهار لو ایشان هم متاسفانه در تنهایی از بین ما رفتند

استاد پرویز یاحقی چهارمین هنرمندی بود که مارا تنها گذاشت ( کاش او را بیشتر می شناختم) هر چند نسل ما متاسفانه نسل بزرگنمایی بعضی از اساتید شده و جای یاحقی ها و بهارلو ها در آن نیست

و اخیرا هم رسول ملا قلی پور البته من زیاد از سینما چیزی نمی دانم ولی این مرد را واقعا دوست داشتم و هنوز برایم مرگ او حضم نشده

خوب اینها که رفتند و فقط یاد و خاطره و کارهای زیبایشان برای ما به یادگار مانده که همین باعث می شود که در ذهن ما همواره زنده باشند.
به فکر زنده هایی باشیم که فراموش کرده ایم بیایید برای پایورها و شهناز ها دعا کنیم که این پرچم مقدس موسیقی ایران را هنوز برافراشته نگاه داشته اند . 
بیایید حداقل تا وقتی هستند بیشتر قدرشان را بدانیم

به امید سالی پربار برای همه عزیزان و سربلند ایران زمین

چو ایران نباشد تن من مباد

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 19:15  توسط بابک  | 

سه تا سی دی هزار تومن
چند وقتی است وقتی از کنار پیاده رو ها  رد می شویم می بینیم سفره ای پهن کرده اند و یک سری سی دی در آن چیده اند و آلبومهای جدید و قدیم آهنگسازان و خوانندگان ایران را به قیمت های نازل می فروشند بدون اینکه لحظه ای وجدان خودشان را قاضی کنند که یک آهنگساز یا خواننده غیر از ارائه کار در بازار موسیقی منبع درآمد دیگری ندارد و اگر این کارها به فروش نرسد سر خورده خواهد شد و مانند همه موسیقیدانانی که به همین صورت از بین ما رفته اند به گوشه ای گذاشته خواهد شد .

کارهایی که باید در فروشگاههای معتبر موسیقایی فروخته شود تمام در کنار پیاده روهای شهر دیده می شود البته اعتقاد من این است که شاید مشکل از خود ماست که باعث شدیم بازار این کار در شهر گرم شود  به هر حال کاری که سود داشته باشد حتما رواج پیدا  خواهد کرد  ولی اگر از کنار این بساطهای سی دی بگذریم و توجهی به آنها نکنیم وقتی فروشنده می بیند که این کار خریداری ندارد ،بساطشان را جمع خواهند کرد

آلبوم "ماندگار"  اثر مرحوم ناصر عبداللهی شاید ۱ ماه نیست که بازار آمده باشد ولی ۲ روز بعداز پخش این آلبوم سی دی این کار را در بساط سی دی فروشان می توانستیم پیدا کنیم .

ما فقط شعار قانون کپی رایت را می دهیم .من عقیده دارم کپی رایت را در ایران من و شما باید اجرا کنیم اگر کمی به زحمتی که یک آهنگساز برای ارائه کارش به بازار موسیقی می کشد فکر کنیم البته غیر از خرجی که برای ضبط آلبوم و انتشار آن متحمل می شود  هیچ وقت راضی نمی شویم کار اساتید و خوانندگان محبوبمان را از بساطهای سی دی فروشی بخریم

چند وقت پیش این قانون برای صنعت سینمای ما اجرا شد و کمتر آثار سینمایی روز را در کنار خیابان و لب جوبها می بینیم ولی موسیقی را چه کنیم ؟

برای آثار موسیقایی چه کرده ایم ؟

2 نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 20:31  توسط بابک  |