تبليغاتX
چکاد
اساتیدی در لباس بت.......
چند وقتی ست که در بعضی از وبلاگها و سایت ها مطالبی می خوانم که فکر می کنم دغدغه خیلی از عزیزان اهل موسیقی ست. بت گرایی ها و بزرگنمایی های بعضی از عزیزان وبلاگ نویس در مورد اساتید موسیقی ایران مثلا بیژن کامکار پادشاه دف ایران - شجریان سلطان آواز ایران - و ...
اگر موسیقی ایرانی فقط معطوف به این اساتید است که وای بر احوال موسیقی ما بعضی از اساتید را آنقدر بزرگ می کنیم که دیگر جایی برای یاحقی ها و پایورها و ترقی ها و ملکها نمی ماند

چرا .... چرا باید اساتیدی چون یاحقی و بهارلو در انزوا به سوی مرگ بروند . چرا
شما عزیزانی که بعضی از اساتید را به این صورت بت می کنید چند کار از استاد بهارلو شنیده اید آیا می دانید این استاد یکی از شاگردان استاد صبا بوده که از نسل صبا به جا مانده بود ؟ آیا می دانید که بهارلو از اولین معلمان موسیقی ما بود ؟
بابک بیات روزی در موسیقی پاپ پادشاهی می کرد ولی به کجا رسید ؟ به جایی که در بیمارستان حتی خرج معالجه خودش را نداشت فقط برای اینکه مثل اساتید دیگر روی تیتر وبلاگها و سایت ها به عنوان سلطان و پادشاه نرفت . هر چندکه من اعتقاد دارم این عزیزان در زمان اوج باید به فکر روزهای ناتوانی خود باشند .

چه کسی می داند که پرویز یاحقی به چه علت از میان مارفت ؟  کسانی که دستی بر آتش دارند می دانند دست یک نوازنده یعنی همه چیز او یک نوازنده کور هم می تواند بنوازد ولی نوازنده ای که دستش را از دست داد یعنی همه زندگیش را از دست داده . متاسفانه استاد یاحقی به خاطر این که این اواخر از ناحیه دست آسیب دیده بود نمی توانست ساز روی دوشش بگذارد شاید به همین خاطر از دنیا رفت 

الان استاد پایور کجاست ؟ کسی می داند ؟ او هم از نسل صباست ۵۰ سال برای موسیقی ملی ما زحمت کشید و در جمع آوری موسیقی مجلسی همت کرد ولی چه شد مگر او سلطان سنتور نیست مضراب های پیچیده پایور را چه کسی فراموش می کند ؟

جناب شجریان و ناظری و علیزاده و .... همه اینها از زحمتکشان موسیقی ایران زمین هستند و لی همه موسیقی ما نیستند موسیقی ما یک اقیانوس است با همه اساتیدش همه .......

باور کنید معضل موسیقی ما همین بت گرایی ها و جهت گرایی هاست که حتی دربین همین اساتید هم وجود دارد
به امید روزی که اساتید موسیقی ایران را یک استاد ببنیم نه یک بت .......

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 18:17  توسط بابک  | 

سلام به همه
دوست داشتم در مورد زندگی خودم به مناسبت روز تولدم بنویسم ولی به خودم گفتم بابک چی می خوای بگی از کجا می خوای شروع کنی تو که هنوز خیلی خامی از زندگیت می خوای بگی.  از نوازندگیت می خوای بگی ؟
من در چکاد از بزرگانی مثل درویش خان و عبادی و لطفی و علیزاده سخن گفتم و به خودم اجازه این را نمی دهدم در مورد خودم کنار این بزرگواران حرفی بزنم  همین بس که :

من  ۳۰ ساله  شدم !

2 نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 19:56  توسط بابک