|
|
با سلام به همه دوستان عزیز خیلی دوست داشتم این شعر از مرحوم ملک الشعرا را خیلی زود تر از اینکه استاد عزیزمان پرویز مشکاتیان را از دست بدهیم برای دانلود بگذارم ولی هنوز هم در این وضعیت جامعه موسیقی دیر نیست . کار "لاله بهار" یکی از قطعات زیبای استاد مشکاتیان است که ایشان در دستگاه ابوعطا با شعر بسیار زیبای مرحوم ملک الشعرا تصنیف کرده اند .
این کار را برای دانلود گذاشته ام تا یادمان نرود که در دهه ۵۰ چه کارهایی با وقار و زیبایی ساخته می شد و وقتی با این زمان مقایسه می کنیم می بینیم که موسیقی ملی ما به جای پیشرفت در ساخت تصنیف (البته همه عزیزان به خوبی می دانند که این مطلب صددر صد نیست و ما کارهای خوب هم داشته ایم ولی نه به اندازه دهه ۵۰ تا ۶۰ ) متاسفانه بسیار عقب مانده است .
هنوز بعد از گذشت سی سال مشاهده می کنید همان اساتیدی که در آن دهه کارهای زیبا ساخته اند متاسفانه در این دوره هم همان عزیزان کارهای زیبا را خلق کرده اند .
با این مقدمه به سراغ شعر زیبای ملک الشعرا و تصنیف زیبای استاد بزرگوار پرویز مشکاتیان خواهیم رفت .
لاله خونين کفن از خاک سر آورده برون
خاک مستوره قلب بشر آورده برون
دل ماتم زده مادر زاري است که مرگ
از زمين همره داغ پسر آورده برون
آتشين آه فرو مرده مدفون شده است
که زمين از دل خود شعله ور آورده برون
راست گويي که زبانهاي وطن خواهان است
که جفاي فلک از پشت سر آورده برون
يا به تقليد شهيدان ره آزادي
طوطي سبز قبا سرخ پر آورده برون
يا که بر لوح وطن خامه خونبار بهار
نقشي از خون دل رنج بر آورده برون
تصنیف زیبای لاله بهار را از اینجا دانلود کنید
پنج ماه است که قلب ها از ضربان ایستاده . سازها کوک نمی شوند . اساتید هنوز در شک انتخابات به سر می برند . دیگر نه صدای آوازی خوش می آید و نه صدای زخمه های تار. یاد آن روزها به خیر . یاد روزهای اجرای شجریان که ما سردست می شکستیم تا بتوانم یک ساعت و نیم اسطوره آواز ایران را ببنیم و با صدای او زندگی کنیم . پنج ماه است که ساز علیزاده کوک نیست صدای ساز کیهان کلهر خاموش است .
گروه شمس بعداز دو کنسرت زیبای عرفانی در کاخ سعد آباد ، حال اشعار مولانا را در گوش آمریکایی ها و کشورهای اروپایی زمزمه می کنند .
به قول مرحوم اخوان "من اینجا بس دلم تنگ است .. و هر سازی که می بینم بد آهنگ است"
اساتید بزرگ ما ره توشه را برداشته اند و قدم درراهی بی برگشت نهادند تا در آن سوی آب های خلیج پرافتخار فارس نوای ساز آنها به گوش جهانیان برسد و عاشقان در وطن از دیدار آنها محروم باشند.
علیزاده که ساز را کوک می کرد و پرده های نوا را می گرفت گویی روح از بدن جدا شده بود گویی هر زخمه ای بر تارش سیلی بود بر صورت ما تا از خوابی عمیق بیدار شویم . و امروز که این بزرگان هر کدام به گوشه ای کز کرده اند ما در میان موج های عظیم دریای بی پایانی اسیر هستیم و نمی دانیم این موج ها ما را به کدامین ساحل امن خواهد رساند که آیا این ساحل امن است؟
آری ! دیگر تگرگی نیست مرگی نیست و همان صدای سرما و دندان است .
تنها صدایی که به گوش می رسد اهانت و تهمت به بزرگان فرهنگ و هنر این مملکت است که هر کس به خودش اجازه بدهد که انواع تهمت ها را به استاد آواز ایران بزند .
به کسی که همواره صدای نازنینش را صرف شناساندن موسیقی ما به دنیا صرف کرده . استادی بزرگ که اگر او را از موسیقی ملی حذف کنیم مطمئنا یک پای این هنر بزرگ و شناخته شده ایران خواهد لنگید . استاد شجریان شاید یکی از پایه های اصلی هنر موسیقی ایران به حساب می آید . هر چه این پایه محکم تر باشد ، هنر و فرهنگ ما با وقار تر از قبل خواهد بود .
سرمایه ملی ما فقط نفت و انرژی اتمی نیست کاش می فهمیدیم که باید به سرمایه های دیگری جز این مادیات فنا پذیر هم توجه داشت و با چند جمله این بزرگان را از خود نرانیم .
چه برسرما آمده ؟ که نباید در رسانه به اصطلاح ملی صدای استاد را نشنویم ؟ هیچ وقت به این فکر کرده ایم که چرا استاد آواز ایران باید چنین درخواستی از رئیس رسانه ملی داشته باشد ؟ یا فقط در این اندیشه بوده ایم که خوب چون ایشان این حرف را زده پس او وطن فروش است باید با او برخورد شود .
چگونه باید به استاد شجریان لقب وطن فروش را داد؟ زمانی که تمام موسیقی های بزرگ ملی ایران از حنجره ایشان خارج شده و به گوش مردم ما رسیده است . ایشان در هر مقطعی از وضعیت ایران وجود خودشان را اعلام کرده اند مگر کم در ایران مصیبت داشته ایم بزرگترین آن زلزله هولناک " بم" بود . شما چگونه این همه مردم عاشق را در 4 روز می توانستید برای کمک به مردم مصیبت زده بم وارد میدان کنید. ولی استاد شجریان این کار را کرد .
گوش ها یخ زده اند . گویی زمستانی زودرس در راه است . زمستانی که سلامت را نخواهند پاسخ گفت . به هر طرف که نگاه می کنی جز نگاهی سرد و یخ زده نمی بینی . با همه این احوال 4 ماه دیگر جشنواره موسیقی را که هر ساله کم رنگ تر از سال های قبل برگزار شده است در پیش رویمان داریم . این جشنواره مانند کویری شده که هر ساله خشک تر و بیابانی تر از سال قبل برگزار می شود . در سال 87 به غیر از چند گروه خوب موسیقی که تعدادشان از انگشت های دست راستمان فراتر نمی رود چیزی برای ارائه نداشت . یاد بیاوریم روزهای خوب جشنواره فجر در سال های نه چندان دور که گروه های باوقار موسیقی ملی ما در آن هنرنمایی کردند .
هم اکنون جشنواره موسیقی فجر جز یک اسم تشریفاتی چیز دیگری برای ارائه ندارد . هرچند که سال گذشته هم این جشنواره همینطور برگزار شد . حال امسال که هنوز فراخوانی از جشنواره برای گروه های موسیقی نیامده تا این گروه ها بدانند که چه باید بکنند.
پیشنهادی که می توانیم برای پیشکسوتان و اساتید موسیقی بدهیم این است که جشنواره ای را در هفته اول مهر ماه مانند جشنواره "باربد " که در قدیم برگزار می شد به نام "پرویز مشکاتیان " برگزار کنند تا اولا نام این استاد بزرگ هر ساله مطرح باشد زیرا که می دانیم مردم ما بسیار فراموش کار هستند هر چند که نام این بزرگمرد موسیقی هیچ گاه از هنر ایران پاک نخواهد شد . اما وظیفه بزرگان است که نام بزرگان را استوار و پایدار نگهدارند . و دوم اینکه با این کار باعث می شویم جوانان موسیقی و کسانی که می خواهند تازه کسب نام کنند عرصه ای داشته باشند تا بتوانند خودشان را مطرح کنند. این جشنواره می تواند از چند بخش تکنوازی و گروه نوازی تشکیل شود و هیئتی ا از سوی "خانه موسیقی " برگزیده شود تا روی اجراها و گروه نوازی ها داوری کنند.
البته این کار فقط مختص به کشورما نیست در همه کشورها ما می بینیم که جشنواره ای را به نام یکی از هنرمندان بزرگ آن کشور نام گذاری کرده و در آن هفته خاص کارها به دید عموم گذاشته شده و داوری می شود .
امیدواریم که برای برگزاری چنین مراسمی "خانه موسیقی" به خصوص جناب "حمید رضا نوربخش" که مطمئنا استاد مشکاتیان حقی بزرگ برگردن ایشان دارند ، کوشش بسیار انجام داده و بتوانند موفق باشند .
زیرا که برای زنده نگه داشتن یک انسان بزرگ نباید سنگ قبر یا مقبره زیبا برای او ساخت . باید نام او را زمزمه کرد تا از یادها نرود .
یار ما چون گیرد آغاز سماع ..........قدسیان بر عرش دست افشان کنند
در دهه 50 پدیده ای را در موسیقی ایرانی دیدیم که از حیث رنگ و شکل با موسیقی آن زمان تفاوت های بسیار داشت . در موسیقی قبل از دهه 50 بیشتر از دو ریتم شش هشت و ریتم های ساده استفاده شده و کمتر به سراغ ریتم های لنگ رفته اند . پدیده گروه عارف و شیدا این ساختار موسیقی ایرانی را تحول بخشید و باب ریتم های لنگ را در موسیقی ایرانی باز کرد . به فرموده استاد مشکاتیان هر ریتم یا ساز بندی که بتواند پیام شعر یا قطعه را به مخاطب برساند باید استفاده شود حتی اگر ساختار شکنی وسیعی در موسیقی ایرانی ایجاد شود .
در این دهه مخاطب موسیقی ایرانی خود را مقابل موسیقی نو و متحول شده می دید . موسیقی عرفانی ایران در این دهه جایی نداشت و کمتر کسی این موسیقی را می شناخت . استفاده از اشعار خداوندگار مولانا و حضرت حافظ باعث شد تا موسیقی ایرانی رنگ و بوی یک موسیقی عرفانی تمام عیار را داشته باشد .
حتی در دوره ای یک سری از دستگاه های موسیقی ایرانی مثل دستگاه " نوا" در حال انقراض بود . دستگاه نوا و راست پنجگاه از جمله دستگاه هایی بود که اساتید در آن زمان کمتر به سراغ آن می رفتند . تنها کارهایی که دردستگاه نوا می توانیم از اساتید آن زمان ببینیم یکی از چهارمضراب های معروف استاد صبا در دستگاه نواست که این چهار مضراب را گروه عارف که آن زمان به سرپرستی استاد حسین علیزاده بود و به خوانندگی خانم پریسا اجرا کرده است .
حال باید کسی می بود تا این دستگاه ها دوباره احیا شود . در همین دوران بود که کنسرت گروه عارف در جشن هنر شیراز اجرا شد که در آن دوران خوانندگی گروه را خانم پریسا به عهده داشت و سرپرستی گروه به عهده استاد حسین علیزاده بود . این گروه دستگاه نوا را برای اجرا انتخاب کرده بودند . و از گوشه های نوا به عنوان کارهای ضربی استفاده کردند که بسیار زیبا برای گروه تنظیم شده بود و همان طور که در بالا گفته شد استفاده از چهار مضراب استاد صبا . گویی از همین کنسرت بود که موسیقی عرفانی ما مانند بچه ای تازه به دنیا آمد و استفاده از شعر حضرت حافظ


الا ای پیر فرزانه مکن منعم ز میخانه ......... که من در ترک پیمانه دلی پیمان شکن دارم
در آن طرف هم گروه شیدا به سرپرستی استاد محمد رضا لطفی و به خونندگی استاد محمدرضا شجریان هم زمان کارهایی که نزدیک به موسیقی عرفانی ایران بود اجرا می کردند که برجسته ترین آن کنسرت "چهره به چهره " بود که بر روی شعر با مضمون:
گر به تو افتدم نظر چهره به چهره روبرو .......شرح دهم غم تو را نکته به نکته موبه مو
ویژگی این تصنیف در این بود که استاد لطفی برای این کار از ساز دف استفاده کرد که شاید بتوانیم بگوییم برای اولین بار در این کار بود که ساز دف به جمع ساز های ایرانی اضافه شد . البته نه اینکه این ساز نبود فقط در گروه نوازی ایرانی از این ساز استفاده نمی شد .
در اواخر دهه 50 و اوایل دهه 60 زمانی بود که گروه عارف و شیدا باهم تلفیق شده و نام "چاووش " را در موسیقی ایرانی بوجود آوردند و کارهای با ارزش و زیبایی را با این نام به گوش مخاطبان خود رساندند.
در دوره چاووش موسیقی گروه عارف و شیدا به سمت موسیقی اعتراضی رفته و این دو گروه کارها را بیشتر به سمت سرود های انقلابی برده بودند که از جمله این کارهای می توانیم به :
سپیده اثر استاد محمدرضا لطفی و آواز استاد شجراین
رزم مشترک اثر استاد پرویز مشکاتیان و آواز شجریان
موسم گل اثر محمدرضا لطفی و آواز هنگامه اخوان
ایرانی اثر پرویز مشکاتیان و آواز شهرام ناظری
اشاره کنیم.

بعد از پیروزی انقلاب در سال 1357 در 5 سال اول و سکوت موسیقی در ایران این دو گروه از هم جدا شده و به دو گروه عارف و شیدا تبدیل شد . گروه شیدا به سرپرستی محمدرضا لطفی بود و سرپرستی گروه عارف را پرویز مشکاتیان به عهده داشت. و حسین علیزاده هم از این دوگروه جدا شده و گروهی جدید به نام "هم آوایان " را تشکیل داد.
از سال 65 به بعد بود که گروه عارف با ساخته های پرویز مشکاتیان رنگ و بویی عرفانی تر به خود گرفت و کارهای گروه عارف خودرا از موسیقی مجلسی و کلاسیک جدا کرد . استفاده از ساز نی و دف در کارهای گروه عارف بسیار پررنگتر از قبل شد . پرویز مشکاتیان با استفاده از صدای محمدرضا شجریان کارهای با ارزشی در آن زمان پدید آورد که پررنگ تر کار ایشان " آلبوم دستان " بود که در چهار گاه ساخته شد .
آلبوم دستان را می توان نقطه عطف دستگاه چهارگاه نامید . ماندگاری این اثر در قطعه چکاد و تصنیف صبح ساقیا بود .
مشکاتیان در قطعه چکاد به چند نکته ویژه در دستگاه چهارگاه رسیده بود یکی زوخانه ای بودن این دستگاه بود که مشکاتیان برای نشان دادن این نکته از تبل زورخانه ای استفاده کرد . و دوم حزن پنهانی که در گوشه مویه و زابل دستگاه چهارگاه وجود دارد که استاد مشکاتیان ، استادانه آن را ادا کرده است .
در همین سالها مشکاتیان چند اثر را با محمدرضا شجریان وارد بازار موسیقی آن زمان کرد که برجسته ترین آن " آستان جانان" ، "نوامرکب خوانی " و ...
سالهای 70 به بعد موسیقی عرفانی یا همان موسیقی مشکاتیانی در ایران اوج گرفته بود و کارهای مشکاتیان از آن سالها تا دوران کنونی سنگ محک نوزاندگان سازهای ایرانی ست .
مشکاتیان هیچ گاه شعر را از موسیقی جدا نداسته و همواره با استفاده از آهنگ درونی که درشعر وجود داشته تصنیف را در خور آن شعر خلق کرده . به طوری که وقتی به آن تصنیف گوش می دهید احساس می کنید هیچ موسیقی جز کاری که مشکاتیان روی این شعر کرده در خور آن نیست .
مشکاتیان شعر را خیلی خوب می شناخت و این نقطه قوت او به حساب می آمد . شعر را به صورت تصویری می دید . و سعی می کرد حس درونی شاعر را در شعر دریابد و بتواند آن شعر را تصنیف کند.
وقتی حافظ می گوید :
درهمه دیر مغان نیست چو من شیدایی ......خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی

مشکاتیان سعی کرده در این تصنیف حس درونی حافظ را دریابد و آن را به تصویر بکشد که این کار از هر آهنگ سازی ساخته نیست مگر اینکه شعر را خوب درک کند و با شاعر ارتباطی نزدیک برقرار کند .
در جایی که شجریان این بیت را در اوج می خواند گویی شیدا شدن حضرت حافظ را فریاد می زند . این نوع تصنیف سازی مانند این است که آهنگساز شعر را برای شنونده معنا می کند و حس درونی شاعر را فریاد می زند .
تمام تصانیف و موسیقی های بی کلام مشکاتیان به همین صورت خلق شده . به طور مثال وقتی قطعه خزان مشکاتیان را می شنویم افتادن برگ و رقصیدن آن را روی آسمان تا وقتی به روی زمین می افتد را در می یابیم . قعطه خزان در وزن هشت و شانزدهم نوشته شده و استاد این قطعه را در مایه شور خلق کرد . در قطعه "داد و بیداد" ساز بندی را طوری انجام داده که شنونده احساس می کند که گروه در حال فریاد است . قطعه داد و بیداد استاد یکی از قطعاتی است که برای شنونده تصویری از فریاد یک نوازنده را به تصویر می کشد . و همین طور قطعاتی دیگر که هر کدام از آنها مطمئنا فکر و اندیشه پرویز مشکاتیان در آنها نهفته است.
یکی دیگر از ویژگیهای استاد مشکاتیان خواننده سازی ایشان هست . خیلی از خوانندگانی که هم اکنون در موسیقی ایرانی مطرح هستند ابتدا از صافی استاد مشکاتیان گذشته اند تا به این مرحله رسیده اند. تبحر بالای مشکاتیان در کشف صداهای خوب مثل ایرج بسطامی که بسیاری از کارهای زیبای مشکاتیان با صدای اوست . و یا علیرضا افتخاری که شما دیگر صدای زیبای افتخاری بعد از آلبوم مقام صبر از او نشنیده اید. مشکاتیان با نکته بینی و دقت نظری که در انتخاب آواز داشت و ساختن صدای خواننده باعث می شد که کارهایی که خلق کرده بسیار زیبا تر و با وقار تر به گوش برسد .
شاید دیگر این قطعات و این ملودی ها تکرار نشود ولی کارهایی که از پرویزمشکاتیان به جا مانده برای یک عمر موسیقی ایرانی ما کافیست
قطعه زیبای چکاد (چهارگاه) اثر استاد پرویز مشکاتیان را از اینجا دانلود کنید
روحش شاد .
در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی .....خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی
در که آیینه صافیست غباری دارد ....... از خدا می طلبم صحبت روشن رایی
شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان ........ورنه پروانه ندارد ز سخن پروایی
کشتی باده بیاور که مرا بی رخ دوست ..... گشته هر گوشه چشم از غم دل دریایی
زین دایره مینا خونین جگرم می ده .......... تا حل کنم ای مشکل در ساغر مینایی
کسی باورش نمی شد همه در شک بودند از خود می پرسیدند یعنی واقعا استاد مشکاتیان رفت؟ خیل دوست داران پرویز مشکاتیان از ساعت 7صبح روبروی تالار وحدت جمع بودند تا استاد را به خانه پایدار خود بدرقه کنند . مراسم رسما از ساعت 10 صبح با سخنرانی استاد حسین علیزاده آغاز شد حسین علیزاده با بغضی که در گلو داشت از خصوصیات استاد صحبت کرد بعد از ایشان استادداریوش پیرنیاکان شروع به صحبت کردند و ایشان در مورد اینکه چرا مشکاتیان در این سالها سکوت کرده بود و در این ده سال اخیر فقط یک کنسرت برگزار کرد صبحت را شروع کرد و به نقد وضعیت حال موسیقی ایران پرداخت .
صحبت های استاد محمدرضا درویشی را می توانیم نقطه عطف این مراسم بدانیم . درویشی در قسمتی از صحبت هایش اشاره ای به اساتید گمنام موسیقی ایران کرد و اظهار کرد استاد مشکاتیان را همه می شناختیم و وقتی در گذشت از چند رسانه داخلی و خارجی این خبر اعلام شد ولی ما اساتید بسیاری داریم که در کشور خودشان غریب از این دنیا وداع کرده اند مرگ استاد حاج قربان سلیمانی را چه کسی اعلام کرد ؟
آسمان که از صبح دلش گرفته بود شروع به باریدن کرد گویی آسمان هم در فراق استاد گریست و استاد را با اشک هایش بدرقه کرد . جمعیت در ساعت 11 صبح بسیار زیاد شده بوده به طوری که تقریبا تمام خیابان تالار رودکی از جمعیت پر شده بود اما جای چند نفر در این جمعیت خالی بود کسانی که زمانی با استاد مشکاتیان حتی هم خانه بوده اند و باهم دوران با شکوهی از موسیقی ایران را طی کرده بود مانند استاد محمدرضا لطفی که متاسفانه ما ایشان را در بین دوستان پرویز مشکاتیان ندیدم .
بعد از درویشی از آیین مشکاتیان ، پس استاد مشکاتیان خواسته شد چند کلامی با دوستداران استاد صحبت کنند ولی ایشان آنقدر در گلو بغض داشت که نتوانست حرف بزند .
قسمتی از اجرای تصنیف قاصدک در مراسم استاد که همایون شجریان به زیبایی آن را اجرا کرد متاسفانه به علت ازدهام جمعیت و دوربودنم از جایگاه تصویر خود ایشان به خوبی مشخص نیست
متاسفانه استاد شجریان به علت اجرا کنسرت هایشان نتوانستند به مراسم بدرقه مشکاتیان برسند ولی همایون شجریان به نمایندگی از پدر الحق به مراسم فضایی معنوی بخشید . او با خواندن تصنیف قاصدک اثر ساخته پرویز مشکاتیان و خوانندگی محمدرضا شجریان فضای غم آلود بدرقه استاد را معنوی کرد . همایون شجریان با وجود بغضش این تصنیف را بسیار زیبا اجرا کرد .
بعد از سخنرانی ها و آواز زیبای همایون دوستداران استاد پیکر ایشان را در حالی که سکوت کامل در مراسم حکم فرما شده بود تا آمبولانس همراهی کردند تا از آنجا به سمت نیشابور خانه ابدی استاد مشکاتیان برده شود . و در کنار عطار نیشابوری آرام بگیرد و بعد از چند لحظه بلند گوها تصنیف زیبای سرو آزاد شعری از استاد هوشنگ ابتهاج و سه تار و آواز استاد مشکاتیان را پخش کردند که فضایی پر از غم در مراسم بوجود آمد. .
خوشا به حال خاک نیشابور
از خداوند بزرگ می خواهیم اساتید و سرمایه های بزرگ فرهنگ هنر مارا در پناه خودش حفظ بفرماید . خداوند عمری طولانی به استاد عزیزمان محمدرضا شجریان و دیگر اساتید مان عطا فرماید
قبل از اینکه مطلب خودم را آغاز کنم باید عرض کنم متاسفانه قسمت نظردهی وبلاگ چکاد حال یا عمدا یا سهوا غیر فعال شده عزیزان نقطه نظرات خودشان رو در وبلاگ شعر من با عنوان http://sigarekhamoosh.blogfa.com/ قرار بدهند از همه عزیزان ممنونم
نام وبلاگم چکاد است . کسانی که قطعه چکاد استاد مشکاتیان را می شناسند و با آن زندگی کرده اند خوب درک می کنند که چرا نام این وبلاگ را چکاد گذاشته ام

این روز ها همه خبرها مهم است ولی خبر فاجعه ای بزرگ پشت اهالی موسیقی را شکست . و یتیم شدن موسیقی ایران زمین خبری مهمتر از همه خبرها شد . بله جامعه موسیقی ایران یتیم شد.
همه ما با صدای سنتور استاد مشکاتیان زندگی کرده ایم
با قطعه خزان استاد سماع کرده ایم
با قطعه بیداد استاد اشک ریخته ایم
و با قطعه چکاد استاد نقطعه اوج موسیقی ایرانی را دریافتیم
استاد پرویز مشکاتیان برای همه جوانان موسیقی ایران حکم پیر و مرشد را داشت و همواره مانند پدری مهربان بود امروز همه می گویند که استاد سنی نداشت و از دست رفت ولی من می خواهم بگویم : استاد دینش را به موسیقی ایران زمین ادا کرد و رفت . مشکاتیان کارش در این دنیا به پایان رسیده بود .
شاید امروز کسی که بیشتر از همه فقدان این بزرگمرد را احساس می کند ، بهداد بابایی باشد که او را همیشه با سه تاری در دست کنار داییش در کنسرت های گروه عارف دیده ایم
مطمئنا کسانی بسیار حسرت فقدان استاد را می خورند که در سال های نه چندان دور با تشکیل گروه عارف در کنار هم زندگی کرده اند .
بهداد بابایی(راست) در کنار استاد پرویز مشکاتیان
مقدمه دود عود سوال و جواب ارکستر و سنتور اثر استاد پرویز مشکاتیان برای دانلود
امروز باید به استاد شجریان تسلیت بگوییم شاید او از همه ما بهتر مشکاتیان را می شناخت این دو در کنار هم باوقار ترین و زیباترین قطعات موسیقی ایران را خلق کردند . امروز استاد حسین علیزاده و استاد محمد رضا لطفی غم بزرگی را احساس می کنند و ما هم در غم آنها شریک هستیم .
این اواخر کمتر اسمی از او برده شد نه اینکه اسمی نبود وقتی با بچه های موسیقی دور هم می نشستیم ساعتی نبود که حرفی از استاد مشکاتیان به میان نیاید . کسانی که می خواستند نوازندگی خود را به رخ بقیه بکشند همیشه شروع به نواختن قطعات مشکاتیان می کردند . باهم می گفتیم استاد کجاست ؟ چه می کند؟ خبری از استاد نیست . و امروز استاد خبر ساز ترین مرد موسیقی ایران زمین شد همان طور که وقتی خبر برگزاری کنسرت او اعلام می شد .
من به عنوان عضو کوچکی از جامعه موسیقی ایران فقدان "نیمای موسیقی ایران زمین" را اول به استاد عزیز و بزرگوارم "بهداد بابایی" خانواده ایشان و بعد به استادان هوشنگ ابتهاج ، محمدرضا شجریان، محمد رضا لطفی و حسین علیزاده تسلیت می گویم
از چشم خلق مستور ....چون تکنواز سنتور
مراسم تشییع پیکر این هنرمند بزرگ روز پنجشنبه ۲ مهر ماه از مقابل تالار وحدت در ساعت ۱۰ صبح برگزار می گردد و احتمالا بعد از تشییع ایشان را به زادگاهش نیشابور خواهند برد تا خاک نیشابور از این که هنرمندی چون پرویز مشکاتیان را در خود جای داده به خود ببالد
فراخوان همکاری
گروه موسیقی آوای چکاد در نظر دارد به مناسبت در گذشت استاد مشکاتیان بزرگداشتی را برای ایشان با اجرای چند تصیف زیبا از ایشان برگزار کند از عزیزانی که می توانند با گروه آوای چکاد همکاری کنند لطفا با ایمیل chakad_2008@yahoo.com (بابک طحان ) تماس حاصل فرمایند ..