|
|
مرگ قو را از اینجا دانلود کنید
شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد
شب مرگ تنها نشیند به موجی
رود گوشه ای دور و تنها بمیرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
که خود در میان غزلها بمیرد
گروهی بر آنند که این مرغ شیدا
کجا عاشقی کرد آنجا بمیرد
شب مرگ از بیم آنجا شتابد
که از مرگ غافل شود تا بمیرد
من این نکته گیرم که باور نکردم
ندیدم که قویی به صحرا بمیرد
چو روزی ز آغوش دریا برآمد
شبی هم در آغوش دریا بمیرد
تو دریای من بودی آغوش باز کن
که می خواهد این قوی زیبا بمیرد
متاسفانه قسمت نظردهی وبلاگ چکاد حال یا عمدا یا سهوا غیر فعال شده عزیزان نقطه نظرات خودشان رو در وبلاگ شعر من با عنوان http://sigarekhamoosh.blogfa.com/ قرار بدهند از همه عزیزان ممنونم

یکی از بزرگترین هنرمندان در عرصه موسیقی ایران زمین در چند دهه اخیر استاد بزرگوار محمدرضا لطفی است. اساتید در جامعه موسیقایی ما حکم ستون های محکم این هنر گرانقدر ایران زمین را دارند که نبود آنها باعث لنگیدن موسیقی ایران زمین خواهد شد هر چند که نقدهایی به همه این اساتید موسیقی وارد است . که متاسفانه بین مردم و علاقه مندانشان کمتر ظاهرمی شوند .
آنها باید بدانند که نسل جوان موسیقی ایران به آنها نیاز بسیار دارد و آنها باید برای فردای آشفته موسیقی ایران فکری کنند.
جناب لطفی هم اکنون در مکتب خانه مشغول به تدریس ردیف هستند که البته بر این روش تدریس استاد هم نقد های بسیاری وجود دارد . اینکه حدود ۳۰ یا ۴۰ جوان نوازنده را با ساز های مختلف کنار هم بنشانید و شروع به ساز زدن کنید و آنها جواب ساز شما را بدهند که روش خوب و درستی نیست و مطمئنا جواب نخواهد داد .
با همه این تفاسیر روز ۱۶ دی ماه تولد استاد بزرگوار محمدرضا لطفی بود که به این بهانه قسمتی از کنسرت ایشان را که به خاطر تولد استاد بزرگمان شاعر گرانقدر هوشنگ ابتهاج ه.الف. سایه . در کلن آلمان برگزار کرده بودند را در دسترس عزیزان برای دانلود می گذارم .
به این امید که این اساتید همواره زنده باشند و ما از چشمه بیکران هنرشان سیراب شویم .
چهارمضراب محمدرضا لطفی دانلود
پیش ساز تو من از سحر سخن دم نزنم
که زبانی چو بیان تو ندارد سخنم
ره مگردان و نگه دار همین پرده ی راست
تا من از راز سپهرت گرهی باز کنم
صبر کن ای دل غمدیده که چون پیر حزین
عاقبت مژده ی نصرت رسد از پیرهنم
چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی
من چه گویم که غریب است دلم در وطنم
همه مرغان هم آواز پراکنده شدند
آه از این باد بلاخیز که زد در چمنم
شعر من با مدد ساز تو آوازی داشت
کی بود باز که شوری به جهان در فکنم
نی جدا زان لب و دندان جه نوایی دارد؟
من ز بی همنفسی ناله به دل می شکنم
بی تو آری غزل «سایه» ندارد «لطفی»
باز راهی بزن ای دوست که آهی بزنم
قسمت اول دانلود
قسمت دوم دانلود
قطعه ای که می شنوید به نام قطره های اشک تاثیری ست از شعر چاووشی مرحوم اخوان ثالث که با ساز شورانگیز نواخته ام . قبل از اینکه قطعه را دانلود کنید چند نکته مهم است اول اینکه این کار با دستگاه ضبط معمولی انجام شده و کیفیت خیلی مناسبی ندارد و دوم یکی دو جا قطعی در کار هست که قبلا از همه عزیزان بابت این دو نقص در کار عذرخواهی می کنم
قطره های اشک دانلود
بسان رهنوردانی که درافسانه ها گویند
گرفته کوله بار زاد ره بر دوش
فشرده چوبدست خیزران بر مشت
گه پرگوی و گه خاموش
در مهگون فضای خلوت افسانگیشان راه می پویند
ماه هم راه خود را می کنیم آغاز
...........
کنسرت مشترک مسعود شعاری نوازنده برجسته سه تار و جاوید افسری راد سنتور نواز ارزنده، شنبه شب در ماردید برگزار شد. در این کنسرت که توسط کانون فرهنگی پرسپولیس برنامه ریزی شده بود، سینا شعاری با عود و نیراج کومار (Niraj Kumar) طبلا زن هندی نیز سه تار و سنتور را همراهی کردند.
در کنسرت مادرید برای اولین بار مسعود شعاری از اساتید بنام سه تار ایران و جاوید افسری راد آهنگساز مقیم نروژ که در سالهای اخیر موفقیت های چشمگیری داشته، در کنار یکدیگر قرار گرفتند.
مرکز فرهنگی بوئنا ویستا (Buenavista) وابسته به شهرداری مادرید میزبان این کنسرت بود و سالن آن را ایرانیان مقم مادرید و خارجیان علاقمندان به فرهنگ ایران پر کرده بودند.
گرایش مسعود شعاری به اجرا و عرضه موسیقیهای چند فرهنگی و تجربه افسری راد در آثار تلفیقی سبب شد تا در مادرید مجموعه ای دلنشین از موسیقی ایرانی، هندی و آسیای مرکزی اراته شود.
شعاری نه تنها اجرای متعددی را همراه نوازندگان هندی و آسیای مرکزی داشته بلکه بارها همراه با سازندگان و نوازندگان موسیقی مدرن و پست مدرن غربی به روی صحنه رفته یا آثاری را ضبط کرده است.
افسری راد نیز حدود 10 سال پیش 11 نوازده از قاره های مختلف را در نروژ گردهم آورد و دو سال پیش نیز گروه بین المللی مولانا (رومی) را مرکب از چند تن از هنرمندان برجسته ایرانی و اروپایی بنیان نهاد.
در ابتدای این برنامه مسعود شعاری در سخنان کوتاهی گفت "پیوند روحی فرهنگها، بر قطعات پیش بینی شده برای کنسرت امشب حاکم است." وی تصریح کرد "در دنیا هنر هنرمندان ملل گوناگون در کنار یکدیگر قرار می گیرند چون هنر مرز نمی شناسد و هنرمندان با مرزها از یکدیگر فاصله نمی گیرند." کنسرت مادرید با دو نوازی سه تار و طبلا و اجرای قطعه «سیر» ساخته مسعود شعاری آمیخته با بداهه نوازی آغاز شد. پس از آن یکی از آثار«شیوکومارشاما» نوازنده بنام سنتور هندی در قالب گروه نوازی به اجرا درآمد. اجرای یک قطعه هفت ضربی ساخته سینا شعاری ادامه برنامه را به خود اختصاص داد و پایان بخش قسمت اول کنسرت، گروه نوازی در گوشه سوز و گداز بود.
بخش دوم برنامه با بداهه نوازی جاوید افسری راد در دستگاه نوا آغاز گرفت و سپس جای خود را به قطعه "زنده شدم" و چهار مضراب ساخته این هنرمند داد. در ادامه برنامه نیز یک ملودی از شجاعت خان نوازده شهیر سیتار هندی و نغمه تاجیکی "حیلت رها کن" در قالب گروه نوازی به اجرا درآمد. تسلط و تکنیک خیره کننده مسعود شعاری و فضا سازی و ظرافت جاوید افسری راد و همراهی مطلوب سینا و نیراج بارها حاضران در سالن «بوینا ویستا» را در طول کنسرت به تحسین وا داشت.
«لوئیس ماسا نارز» از برنامه ریزان مراکز فرهنگی شهر مادرید درباره این کنسرت هنرنمایی شعاری و افسری راد را ستایش کرد و جنبه چند فرهنگی برنامه را بسیار ارزنده توصیف کرد.
مسعود شعاری درباره برنامه مادرید گفت: "با توجه به ویژگیهای سازهای سنتور و سه تار تاکنون این دو ساز کمتر کنار هم قرار گرفته اند اما تجربه مادرید نشان داد که امکان همراهی این دو ساز برای اجراهای زیبا وجود دارد. شعاری از افسری راد به عنوان آهنگساز مبتکر و نوازنده ای توانا نام برد و همنوازی با وی را جذاب خواند.
آقای شعاری تصریح کرد که این نوازنده سنتور، موسیقی اصیل ایرانی را با اندیشه و طرحی ویژه عرضه می کند که قابل توجه است. افسری راد نیز از اجرای اولین کنسرت خود با مسعود شعاری ابراز خشنودی کرد. وی گفت: "از ویژگیهای آقای شعاری این است که از نوازندگان طراز اول کشور به حساب می آید و در عین حال همواره دارای دیدگاه بازی برای پذیرش موسیقی فرهنگهای دیگر و نزدیکی به آنها است."
یار ما چون گیرد آغاز سماع ..........قدسیان بر عرش دست افشان کنند
در دهه 50 پدیده ای را در موسیقی ایرانی دیدیم که از حیث رنگ و شکل با موسیقی آن زمان تفاوت های بسیار داشت . در موسیقی قبل از دهه 50 بیشتر از دو ریتم شش هشت و ریتم های ساده استفاده شده و کمتر به سراغ ریتم های لنگ رفته اند . پدیده گروه عارف و شیدا این ساختار موسیقی ایرانی را تحول بخشید و باب ریتم های لنگ را در موسیقی ایرانی باز کرد . به فرموده استاد مشکاتیان هر ریتم یا ساز بندی که بتواند پیام شعر یا قطعه را به مخاطب برساند باید استفاده شود حتی اگر ساختار شکنی وسیعی در موسیقی ایرانی ایجاد شود .
در این دهه مخاطب موسیقی ایرانی خود را مقابل موسیقی نو و متحول شده می دید . موسیقی عرفانی ایران در این دهه جایی نداشت و کمتر کسی این موسیقی را می شناخت . استفاده از اشعار خداوندگار مولانا و حضرت حافظ باعث شد تا موسیقی ایرانی رنگ و بوی یک موسیقی عرفانی تمام عیار را داشته باشد .
حتی در دوره ای یک سری از دستگاه های موسیقی ایرانی مثل دستگاه " نوا" در حال انقراض بود . دستگاه نوا و راست پنجگاه از جمله دستگاه هایی بود که اساتید در آن زمان کمتر به سراغ آن می رفتند . تنها کارهایی که دردستگاه نوا می توانیم از اساتید آن زمان ببینیم یکی از چهارمضراب های معروف استاد صبا در دستگاه نواست که این چهار مضراب را گروه عارف که آن زمان به سرپرستی استاد حسین علیزاده بود و به خوانندگی خانم پریسا اجرا کرده است .
حال باید کسی می بود تا این دستگاه ها دوباره احیا شود . در همین دوران بود که کنسرت گروه عارف در جشن هنر شیراز اجرا شد که در آن دوران خوانندگی گروه را خانم پریسا به عهده داشت و سرپرستی گروه به عهده استاد حسین علیزاده بود . این گروه دستگاه نوا را برای اجرا انتخاب کرده بودند . و از گوشه های نوا به عنوان کارهای ضربی استفاده کردند که بسیار زیبا برای گروه تنظیم شده بود و همان طور که در بالا گفته شد استفاده از چهار مضراب استاد صبا . گویی از همین کنسرت بود که موسیقی عرفانی ما مانند بچه ای تازه به دنیا آمد و استفاده از شعر حضرت حافظ


الا ای پیر فرزانه مکن منعم ز میخانه ......... که من در ترک پیمانه دلی پیمان شکن دارم
در آن طرف هم گروه شیدا به سرپرستی استاد محمد رضا لطفی و به خونندگی استاد محمدرضا شجریان هم زمان کارهایی که نزدیک به موسیقی عرفانی ایران بود اجرا می کردند که برجسته ترین آن کنسرت "چهره به چهره " بود که بر روی شعر با مضمون:
گر به تو افتدم نظر چهره به چهره روبرو .......شرح دهم غم تو را نکته به نکته موبه مو
ویژگی این تصنیف در این بود که استاد لطفی برای این کار از ساز دف استفاده کرد که شاید بتوانیم بگوییم برای اولین بار در این کار بود که ساز دف به جمع ساز های ایرانی اضافه شد . البته نه اینکه این ساز نبود فقط در گروه نوازی ایرانی از این ساز استفاده نمی شد .
در اواخر دهه 50 و اوایل دهه 60 زمانی بود که گروه عارف و شیدا باهم تلفیق شده و نام "چاووش " را در موسیقی ایرانی بوجود آوردند و کارهای با ارزش و زیبایی را با این نام به گوش مخاطبان خود رساندند.
در دوره چاووش موسیقی گروه عارف و شیدا به سمت موسیقی اعتراضی رفته و این دو گروه کارها را بیشتر به سمت سرود های انقلابی برده بودند که از جمله این کارهای می توانیم به :
سپیده اثر استاد محمدرضا لطفی و آواز استاد شجراین
رزم مشترک اثر استاد پرویز مشکاتیان و آواز شجریان
موسم گل اثر محمدرضا لطفی و آواز هنگامه اخوان
ایرانی اثر پرویز مشکاتیان و آواز شهرام ناظری
اشاره کنیم.

بعد از پیروزی انقلاب در سال 1357 در 5 سال اول و سکوت موسیقی در ایران این دو گروه از هم جدا شده و به دو گروه عارف و شیدا تبدیل شد . گروه شیدا به سرپرستی محمدرضا لطفی بود و سرپرستی گروه عارف را پرویز مشکاتیان به عهده داشت. و حسین علیزاده هم از این دوگروه جدا شده و گروهی جدید به نام "هم آوایان " را تشکیل داد.
از سال 65 به بعد بود که گروه عارف با ساخته های پرویز مشکاتیان رنگ و بویی عرفانی تر به خود گرفت و کارهای گروه عارف خودرا از موسیقی مجلسی و کلاسیک جدا کرد . استفاده از ساز نی و دف در کارهای گروه عارف بسیار پررنگتر از قبل شد . پرویز مشکاتیان با استفاده از صدای محمدرضا شجریان کارهای با ارزشی در آن زمان پدید آورد که پررنگ تر کار ایشان " آلبوم دستان " بود که در چهار گاه ساخته شد .
آلبوم دستان را می توان نقطه عطف دستگاه چهارگاه نامید . ماندگاری این اثر در قطعه چکاد و تصنیف صبح ساقیا بود .
مشکاتیان در قطعه چکاد به چند نکته ویژه در دستگاه چهارگاه رسیده بود یکی زوخانه ای بودن این دستگاه بود که مشکاتیان برای نشان دادن این نکته از تبل زورخانه ای استفاده کرد . و دوم حزن پنهانی که در گوشه مویه و زابل دستگاه چهارگاه وجود دارد که استاد مشکاتیان ، استادانه آن را ادا کرده است .
در همین سالها مشکاتیان چند اثر را با محمدرضا شجریان وارد بازار موسیقی آن زمان کرد که برجسته ترین آن " آستان جانان" ، "نوامرکب خوانی " و ...
سالهای 70 به بعد موسیقی عرفانی یا همان موسیقی مشکاتیانی در ایران اوج گرفته بود و کارهای مشکاتیان از آن سالها تا دوران کنونی سنگ محک نوزاندگان سازهای ایرانی ست .
مشکاتیان هیچ گاه شعر را از موسیقی جدا نداسته و همواره با استفاده از آهنگ درونی که درشعر وجود داشته تصنیف را در خور آن شعر خلق کرده . به طوری که وقتی به آن تصنیف گوش می دهید احساس می کنید هیچ موسیقی جز کاری که مشکاتیان روی این شعر کرده در خور آن نیست .
مشکاتیان شعر را خیلی خوب می شناخت و این نقطه قوت او به حساب می آمد . شعر را به صورت تصویری می دید . و سعی می کرد حس درونی شاعر را در شعر دریابد و بتواند آن شعر را تصنیف کند.
وقتی حافظ می گوید :
درهمه دیر مغان نیست چو من شیدایی ......خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی

مشکاتیان سعی کرده در این تصنیف حس درونی حافظ را دریابد و آن را به تصویر بکشد که این کار از هر آهنگ سازی ساخته نیست مگر اینکه شعر را خوب درک کند و با شاعر ارتباطی نزدیک برقرار کند .
در جایی که شجریان این بیت را در اوج می خواند گویی شیدا شدن حضرت حافظ را فریاد می زند . این نوع تصنیف سازی مانند این است که آهنگساز شعر را برای شنونده معنا می کند و حس درونی شاعر را فریاد می زند .
تمام تصانیف و موسیقی های بی کلام مشکاتیان به همین صورت خلق شده . به طور مثال وقتی قطعه خزان مشکاتیان را می شنویم افتادن برگ و رقصیدن آن را روی آسمان تا وقتی به روی زمین می افتد را در می یابیم . قعطه خزان در وزن هشت و شانزدهم نوشته شده و استاد این قطعه را در مایه شور خلق کرد . در قطعه "داد و بیداد" ساز بندی را طوری انجام داده که شنونده احساس می کند که گروه در حال فریاد است . قطعه داد و بیداد استاد یکی از قطعاتی است که برای شنونده تصویری از فریاد یک نوازنده را به تصویر می کشد . و همین طور قطعاتی دیگر که هر کدام از آنها مطمئنا فکر و اندیشه پرویز مشکاتیان در آنها نهفته است.
یکی دیگر از ویژگیهای استاد مشکاتیان خواننده سازی ایشان هست . خیلی از خوانندگانی که هم اکنون در موسیقی ایرانی مطرح هستند ابتدا از صافی استاد مشکاتیان گذشته اند تا به این مرحله رسیده اند. تبحر بالای مشکاتیان در کشف صداهای خوب مثل ایرج بسطامی که بسیاری از کارهای زیبای مشکاتیان با صدای اوست . و یا علیرضا افتخاری که شما دیگر صدای زیبای افتخاری بعد از آلبوم مقام صبر از او نشنیده اید. مشکاتیان با نکته بینی و دقت نظری که در انتخاب آواز داشت و ساختن صدای خواننده باعث می شد که کارهایی که خلق کرده بسیار زیبا تر و با وقار تر به گوش برسد .
شاید دیگر این قطعات و این ملودی ها تکرار نشود ولی کارهایی که از پرویزمشکاتیان به جا مانده برای یک عمر موسیقی ایرانی ما کافیست
قطعه زیبای چکاد (چهارگاه) اثر استاد پرویز مشکاتیان را از اینجا دانلود کنید
روحش شاد .
در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی .....خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی
در که آیینه صافیست غباری دارد ....... از خدا می طلبم صحبت روشن رایی
شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان ........ورنه پروانه ندارد ز سخن پروایی
کشتی باده بیاور که مرا بی رخ دوست ..... گشته هر گوشه چشم از غم دل دریایی
زین دایره مینا خونین جگرم می ده .......... تا حل کنم ای مشکل در ساغر مینایی
کسی باورش نمی شد همه در شک بودند از خود می پرسیدند یعنی واقعا استاد مشکاتیان رفت؟ خیل دوست داران پرویز مشکاتیان از ساعت 7صبح روبروی تالار وحدت جمع بودند تا استاد را به خانه پایدار خود بدرقه کنند . مراسم رسما از ساعت 10 صبح با سخنرانی استاد حسین علیزاده آغاز شد حسین علیزاده با بغضی که در گلو داشت از خصوصیات استاد صحبت کرد بعد از ایشان استادداریوش پیرنیاکان شروع به صحبت کردند و ایشان در مورد اینکه چرا مشکاتیان در این سالها سکوت کرده بود و در این ده سال اخیر فقط یک کنسرت برگزار کرد صبحت را شروع کرد و به نقد وضعیت حال موسیقی ایران پرداخت .
صحبت های استاد محمدرضا درویشی را می توانیم نقطه عطف این مراسم بدانیم . درویشی در قسمتی از صحبت هایش اشاره ای به اساتید گمنام موسیقی ایران کرد و اظهار کرد استاد مشکاتیان را همه می شناختیم و وقتی در گذشت از چند رسانه داخلی و خارجی این خبر اعلام شد ولی ما اساتید بسیاری داریم که در کشور خودشان غریب از این دنیا وداع کرده اند مرگ استاد حاج قربان سلیمانی را چه کسی اعلام کرد ؟
آسمان که از صبح دلش گرفته بود شروع به باریدن کرد گویی آسمان هم در فراق استاد گریست و استاد را با اشک هایش بدرقه کرد . جمعیت در ساعت 11 صبح بسیار زیاد شده بوده به طوری که تقریبا تمام خیابان تالار رودکی از جمعیت پر شده بود اما جای چند نفر در این جمعیت خالی بود کسانی که زمانی با استاد مشکاتیان حتی هم خانه بوده اند و باهم دوران با شکوهی از موسیقی ایران را طی کرده بود مانند استاد محمدرضا لطفی که متاسفانه ما ایشان را در بین دوستان پرویز مشکاتیان ندیدم .
بعد از درویشی از آیین مشکاتیان ، پس استاد مشکاتیان خواسته شد چند کلامی با دوستداران استاد صحبت کنند ولی ایشان آنقدر در گلو بغض داشت که نتوانست حرف بزند .
قسمتی از اجرای تصنیف قاصدک در مراسم استاد که همایون شجریان به زیبایی آن را اجرا کرد متاسفانه به علت ازدهام جمعیت و دوربودنم از جایگاه تصویر خود ایشان به خوبی مشخص نیست
متاسفانه استاد شجریان به علت اجرا کنسرت هایشان نتوانستند به مراسم بدرقه مشکاتیان برسند ولی همایون شجریان به نمایندگی از پدر الحق به مراسم فضایی معنوی بخشید . او با خواندن تصنیف قاصدک اثر ساخته پرویز مشکاتیان و خوانندگی محمدرضا شجریان فضای غم آلود بدرقه استاد را معنوی کرد . همایون شجریان با وجود بغضش این تصنیف را بسیار زیبا اجرا کرد .
بعد از سخنرانی ها و آواز زیبای همایون دوستداران استاد پیکر ایشان را در حالی که سکوت کامل در مراسم حکم فرما شده بود تا آمبولانس همراهی کردند تا از آنجا به سمت نیشابور خانه ابدی استاد مشکاتیان برده شود . و در کنار عطار نیشابوری آرام بگیرد و بعد از چند لحظه بلند گوها تصنیف زیبای سرو آزاد شعری از استاد هوشنگ ابتهاج و سه تار و آواز استاد مشکاتیان را پخش کردند که فضایی پر از غم در مراسم بوجود آمد. .
خوشا به حال خاک نیشابور
از خداوند بزرگ می خواهیم اساتید و سرمایه های بزرگ فرهنگ هنر مارا در پناه خودش حفظ بفرماید . خداوند عمری طولانی به استاد عزیزمان محمدرضا شجریان و دیگر اساتید مان عطا فرماید